آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Double

      ˈdʌbl ˈdʌbl

      گذشته‌ی ساده:

      doubled

      شکل سوم:

      doubled

      سوم‌شخص مفرد:

      doubles

      وجه وصفی حال:

      doubling

      شکل جمع:

      doubles

      معنی double | جمله با double

      adjective A2

      دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنی، هم‌زاد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Their prices are double ours.

      قیمتهای آن‌ها دو برابر قیمتهای ما هستند.

      The college had double the number of expected students.

      آن دانشکده دو برابر انتظار شاگرد گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to pay double fare

      دو برابر کرایه دادن

      Letters written on double sheets of stationary.

      نامه‌هایی که روی کاغذ تاخورده، نوشته شده بود.

      a double consonant

      آواک دوگانه (حرف بی‌صدای مضاعف)

      a double standard

      معیار دو جور (تبعیض‌آمیز)

      the double gift of seeing and hearing

      نعمت‌های دوگانه‌ی دیدن و شنیدن

      an egg with a double yolk

      تخم دو زرده

      a double agent

      جاسوس دوجانبه

      He speaks with a double tongue.

      او با دورویی حرف می‌زند.

      a double gin and tonic

      (مشروب) جین و تانیک دوبل

      a double bed

      تختخواب دو نفره

      verb - transitive

      دو برابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن، تا کردن (با up )

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      to double the bandage

      نوار زخم‌بندی را دولا کردن

      She doubled the blanket before putting it on the bed.

      قبل از آن که پتو را روی بستر بگذارد آن را دولا تا کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The animal doubled on its tracks.

      حیوان جهت خود را (کاملاً) تغییر داد.

      They doubled his salary.

      حقوق او را دو برابر کردند.

      The prices have more than doubled.

      قیمت‌ها بیش از دو برابر شده‌اند.

      The world population is doubling every thirty- five years.

      جمعیت دنیا هر سی و پنج سال دو برابر می‌شود.

      They doubled the Cape of Good Hope.

      آن‌ها دماغه‌ی امید را دور زدند.

      This sofa can double as a bed.

      این مبل تبدیل به تختخواب می‌شود.

      adverb

      دو برابر، جفت

      He charged us double.

      او دو برابر از ما (پول) گرفت.

      to ride double

      دو ترکه سوار شدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was bent double with age.

      پیری کمر او را خم کرده بود.

      noun countable

      دوتا، دو برابر، جفت

      He looks like your double!

      او عین تو است!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد double

      1. adjective in a pair
        Synonyms:
        paired coupled twin duplicate repeated second twice twofold duplex dual binate bifold geminate binary duplicated as much again duple dualistic
        Antonyms:
        single
      1. noun something which exactly resembles another
        Synonyms:
        copy duplicate match image replica clone twin counterpart lookalike ringer spitting image picture portrait mate companion stand-in impersonator dead ringer coordinate reciprocal angel simulacrum
      1. verb make two of; make twice as large
        Synonyms:
        duplicate repeat multiply increase enlarge amplify augment redouble supplement fold magnify replicate grow dupe loop infold plait pleat plicate dualize duplify
        Antonyms:
        divide halve disect

      Phrasal verbs

      double back

      1- تا کردن یا لا زدن 2- (از همان راه آمده) بازگشتن

      double up

      در اتاق یا تختخواب یک نفره شریک شدن

      Collocations

      bend double

      خمیده شدن، (پشت انسان) خم شدن، دولا شدن

      Idioms

      at the double (or on the double)

      (عامیانه) زود، به سرعت، بی‌معطلی

      double in brass

      (عامیانه - علاوه بر کار معمولی یا تخصصی خود کاری را کردن) کاراضافی کردن

      سوال‌های رایج double

      گذشته‌ی ساده double چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده double در زبان انگلیسی doubled است.

      شکل سوم double چی میشه؟

      شکل سوم double در زبان انگلیسی doubled است.

      شکل جمع double چی میشه؟

      شکل جمع double در زبان انگلیسی doubles است.

      وجه وصفی حال double چی میشه؟

      وجه وصفی حال double در زبان انگلیسی doubling است.

      سوم‌شخص مفرد double چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد double در زبان انگلیسی doubles است.

      ارجاع به لغت double

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «double» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/double

      لغات نزدیک double

      • - douala
      • - douay bible
      • - double
      • - double agent
      • - double attack
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.