آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

      Reciprocal

      rɪˈsɪprəkl rɪˈsɪprəkl

      شکل جمع:

      reciprocals

      معنی reciprocal | جمله با reciprocal

      adjective formal B2

      متقابل، دوجانبه، دو‌طرفه، دوسویه

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Effective international cooperation often depends on a reciprocal exchange of information and resources among participating countries.

      همکاری مؤثر بین‌المللی اغلب به تبادل متقابل اطلاعات و منابع بین کشورهای شرکت‌کننده بستگی دارد.

      Our agreement includes a reciprocal clause, meaning both parties have similar responsibilities and benefits.

      توافق ما شامل یک بند دوجانبه است؛ به این معنی که هر دو طرف مسئولیت‌ها و مزایای مشابهی دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She is hoping for a reciprocal favor.

      او به لطف متقابل چشم دوخته است.

      They agreed to extend reciprocal privileges to each other's citizens.

      آنان توافق کردند که به شهروندان یکدیگر امتیازات متقابل بدهند.

      how good it would be if love were reciprocal

      چقدر خوب می‌شد اگر عشق دوطرفه بود

      a reciprocal pronoun

      ضمیر دوسویه

      noun countable C1

      ریاضی عدد معکوس (‫عددی که وقتی در عددی دیگر ضرب شود، حاصل ۱ می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Calculating the reciprocal of a fraction is a basic arithmetic operation, often introduced in early mathematics education as a precursor to division of fractions.

      محاسبه‌ی عدد معکوس یک کسر، یک عملیات حسابی پایه است که اغلب در آموزش اولیه‌ی ریاضیات به‌عنوان پیش‌نیازی برای تقسیم کسرها معرفی می‌شود.

      Can you quickly tell me the reciprocal of eight?

      می‌توانی سریعاً عدد معکوس هشت را به من بگویی؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      To find the reciprocal of a given integer, one simply divides one by that integer, resulting in a fraction or a decimal equivalent.

      برای یافتن عدد معکوس یک عدد صحیح داده‌شده، کافی است یک را بر آن عدد صحیح تقسیم کرد که منجر به یک کسر یا معادل اعشاری می‌شود.

      adjective

      ‫مشترک، احساس‌شده، نشان‌داده‌شده (توسط هر دو طرف‬)

      Their friendship grew stronger because there was a reciprocal trust between them.

      دوستی آن‌ها قوی‌تر شد؛ زیرا اعتماد مشترکی بین آن‌ها وجود داشت.

      The professor elaborated on the reciprocal influences between climate change and human migration patterns throughout history.

      پروفسور درباره‌ی تأثیرات نشان‌داده‌شده بین تغییرات آب‌وهوایی و الگوهای مهاجرت انسانی در طول تاریخ توضیح داد.

      noun countable uncountable

      ‫‫رابطه‌ی متقابل‬

      Analyzing the data reveals a clear reciprocal between a country's investment in education and its long-term societal well-being.

      تحلیل داده‌ها یک رابطه‌ی متقابل واضح بین سرمایه‌گذاری یک کشور در آموزش و رفاه بلندمدت جامعه‌اش را آشکار می‌کند.

      Their friendship is built on a strong reciprocal of trust and support, which has helped them through many challenges.

      دوستی آن‌ها براساس یک رابطه‌ی متقابل قوی از اعتماد و حمایت بنا شده است که به آن‌ها در بسیاری از چالش‌ها کمک کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The diagram illustrates the reciprocal between supply and demand in a free market, where changes in one invariably affect the other's equilibrium.

      نمودار رابطه‌ی متقابل بین عرضه و تقاضا را در یک بازار آزاد نشان می‌دهد، جایی که تغییرات در یکی به‌ناچار بر تعادل دیگری تأثیر می‌گذارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد reciprocal

      1. adjective exchanged, alternate
        Synonyms:
        matching corresponding equivalent interchangeable mutual complementary coordinate correlative dependent double duplicate exchangeable fellow twin changeable convertible give-and-take reciprocative reciprocatory interdependent companion
        Antonyms:
        singular independent

      ارجاع به لغت reciprocal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reciprocal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reciprocal

      لغات نزدیک reciprocal

      • - recipe
      • - recipient
      • - reciprocal
      • - reciprocate
      • - reciprocating engine
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.