شکل جمع:
reciprocalsمتقابل، دوجانبه، دوطرفه، دوسویه
Effective international cooperation often depends on a reciprocal exchange of information and resources among participating countries.
همکاری مؤثر بینالمللی اغلب به تبادل متقابل اطلاعات و منابع بین کشورهای شرکتکننده بستگی دارد.
Our agreement includes a reciprocal clause, meaning both parties have similar responsibilities and benefits.
توافق ما شامل یک بند دوجانبه است؛ به این معنی که هر دو طرف مسئولیتها و مزایای مشابهی دارند.
She is hoping for a reciprocal favor.
او به لطف متقابل چشم دوخته است.
They agreed to extend reciprocal privileges to each other's citizens.
آنان توافق کردند که به شهروندان یکدیگر امتیازات متقابل بدهند.
how good it would be if love were reciprocal
چقدر خوب میشد اگر عشق دوطرفه بود
a reciprocal pronoun
ضمیر دوسویه
ریاضی عدد معکوس (عددی که وقتی در عددی دیگر ضرب شود، حاصل ۱ میشود)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Calculating the reciprocal of a fraction is a basic arithmetic operation, often introduced in early mathematics education as a precursor to division of fractions.
محاسبهی عدد معکوس یک کسر، یک عملیات حسابی پایه است که اغلب در آموزش اولیهی ریاضیات بهعنوان پیشنیازی برای تقسیم کسرها معرفی میشود.
Can you quickly tell me the reciprocal of eight?
میتوانی سریعاً عدد معکوس هشت را به من بگویی؟
To find the reciprocal of a given integer, one simply divides one by that integer, resulting in a fraction or a decimal equivalent.
برای یافتن عدد معکوس یک عدد صحیح دادهشده، کافی است یک را بر آن عدد صحیح تقسیم کرد که منجر به یک کسر یا معادل اعشاری میشود.
مشترک، احساسشده، نشاندادهشده (توسط هر دو طرف)
Their friendship grew stronger because there was a reciprocal trust between them.
دوستی آنها قویتر شد؛ زیرا اعتماد مشترکی بین آنها وجود داشت.
The professor elaborated on the reciprocal influences between climate change and human migration patterns throughout history.
پروفسور دربارهی تأثیرات نشاندادهشده بین تغییرات آبوهوایی و الگوهای مهاجرت انسانی در طول تاریخ توضیح داد.
رابطهی متقابل
Analyzing the data reveals a clear reciprocal between a country's investment in education and its long-term societal well-being.
تحلیل دادهها یک رابطهی متقابل واضح بین سرمایهگذاری یک کشور در آموزش و رفاه بلندمدت جامعهاش را آشکار میکند.
Their friendship is built on a strong reciprocal of trust and support, which has helped them through many challenges.
دوستی آنها براساس یک رابطهی متقابل قوی از اعتماد و حمایت بنا شده است که به آنها در بسیاری از چالشها کمک کرده است.
The diagram illustrates the reciprocal between supply and demand in a free market, where changes in one invariably affect the other's equilibrium.
نمودار رابطهی متقابل بین عرضه و تقاضا را در یک بازار آزاد نشان میدهد، جایی که تغییرات در یکی بهناچار بر تعادل دیگری تأثیر میگذارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «reciprocal» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reciprocal