مشابه، قابل تعویض، تعویضشدنی، باهم عوضکردنی، معاوضهپذیر، مبادلهشدنی، تبادلپذیر، قابل مبادله
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
car wheels are interchangeable.
چرخهای اتومبیل قابل تعویض هستند.
Matter and energy are equal and interchangeable.
ماده و انرژی برابر و تبادلپذیر هستند.
These two shirts are interchangeable in style.
این دو پیراهن ازنظر سبک مشابهاند و میتوان آنها را بهجای هم پوشید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «interchangeable» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/interchangeable