آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ شهریور ۱۴۰۴

    Fungible

    ˈfʌndʒəbl ˈfʌndʒəbl

    معنی fungible | جمله با fungible

    adjective

    حقوق قابل تبدیل به پول، تبدیل‌پذیر، معاوضه‌پذیر، پایاپا

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

    مشاهده

    fungible goods such as petroleum or wheat are different from non-fungible goods such as rugs or paintings.

    کالاهای تعویض‌شدنی مانند نفت و گندم با کالاهای تعویض‌نشدنی مانند فرش و نقاشی فرق دارند.

    This good cannot be traded to third parties, and it is not entirely fungible.

    این کالا نمی‌تواند با طرف سومی مبادله شود و کاملاً قابل‌تعویض نیست.

    noun

    کالای پایاپا، هر چیز معاوضه‌پذیر، کالای مثلی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    some tribes use fungibles instead of money.

    برخی قبایل از کالاهای پایاپا به جای پول استفاده می‌کنند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج fungible

    معنی fungible به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «fungible» در زبان فارسی به «قابل معاوضه»، «تبدیل‌پذیر» یا «قابل جانشینی» یا «پایاپا» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «fungible» برای توصیف اشیا، کالاها یا دارایی‌هایی به کار می‌رود که قابل تعویض با نمونه‌ی مشابه خود هستند و ارزش آن‌ها بدون توجه به ویژگی‌های فردی‌شان یکسان است. به عبارت دیگر، یک دارایی «fungible» زمانی ارزش خود را حفظ می‌کند که بتوان آن را با یک واحد دیگر از همان نوع جایگزین کرد بدون اینکه کیفیت یا ارزش آن تغییر کند. برای مثال، پول نقد نمونه‌ای از دارایی «fungible» است، زیرا یک اسکناس ۱۰ دلاری به‌طور کامل قابل تعویض با یک اسکناس ۱۰ دلاری دیگر است.

    از نظر حقوقی و اقتصادی، مفهوم «fungible» اهمیت ویژه‌ای دارد و برای تعیین ارزش، قراردادها و معاملات کاربرد دارد. دارایی‌های قابل معاوضه مانند ارز، کالاهای استانداردشده یا سهام، امکان معامله سریع و انعطاف‌پذیر را فراهم می‌کنند. این ویژگی باعث می‌شود که «fungible» بودن یک دارایی، به مدیریت مالی و اقتصادی کارآمد کمک کند و نقدینگی بازار را افزایش دهد.

    کاربرد «fungible» محدود به پول و دارایی‌های مالی نیست و می‌تواند به هر نوع موردی اشاره داشته باشد که قابلیت جایگزینی با نمونه مشابه خود را دارد. برای مثال، در قراردادهای تجاری یا صنعتی، مواد خام استاندارد مانند نفت یا فولاد «fungible» محسوب می‌شوند، زیرا واحدهای آن‌ها به آسانی قابل تعویض با یکدیگر هستند و ارزش یکسانی دارند. این کاربرد گسترده، نشان می‌دهد که واژه‌ی «fungible» نقش مهمی در تحلیل اقتصادی، حقوقی و تجاری ایفا می‌کند.

    از منظر سبکی، «fungible» یک اصطلاح تخصصی و رسمی است که بیشتر در متون اقتصادی، مالی، حقوقی و مدیریتی استفاده می‌شود. در مکالمات روزمره کمتر به کار می‌رود، زیرا ماهیت فنی و دقیق دارد، اما در محیط‌های حرفه‌ای و تحلیلی بار معنایی قوی و روشنایی مفهومی زیادی ارائه می‌دهد و نشان‌دهنده‌ی تسلط نویسنده یا گوینده بر مفاهیم پیچیده است.

    از لحاظ فرهنگی و مفهومی، «fungible» بازتابی از اهمیت استانداردسازی، تعویض‌پذیری و انعطاف در روابط اقتصادی و اجتماعی است. این کلمه به ما یادآوری می‌کند که در دنیای مدرن، بسیاری از ارزش‌ها و دارایی‌ها به دلیل قابلیت جایگزینی و تعویض‌پذیری، عملکرد روان‌تر و موثرتر در بازار و زندگی روزمره دارند. «fungible» نه تنها یک صفت اقتصادی، بلکه مفهومی کلیدی برای فهم سازوکارهای مالی و معاملاتی است.

    ارجاع به لغت fungible

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «fungible» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fungible

    لغات نزدیک fungible

    • - fungal
    • - fungibility
    • - fungible
    • - fungicidal
    • - fungicide
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.