شکل جمع:
recipesغذا و آشپزی دستور پخت، دستورالعمل پخت غذا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
Could you please share the recipe for that delicious lentil soup you made last night?
ممکن است دستور پخت آن سوپ عدس خوشمزهای را که دیشب درست کردید به اشتراک بگذارید؟
The meticulous adherence to traditional recipes is often cited as a key factor in preserving culinary heritage across diverse cultures.
پایبندی دقیق به دستور پختهای سنتی اغلب بهعنوان یک عامل کلیدی در حفظ میراث آشپزی در فرهنگهای گوناگون ذکر میشود.
دستورالعمل، روش کار، راهنما، نحوهی اجرا، اسلوب عملکرد، راهکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Our plan is a recipe for success.
نقشهی ما راهنمای موفقیت است.
The research paper outlines a novel recipe for sustainable urban development, emphasizing community engagement and renewable energy sources.
مقالهی پژوهشی یک دستورالعمل نوین برای توسعهی پایدار شهری را ترسیم میکند که بر مشارکت جامعه و منابع انرژی تجدیدپذیر تأکید دارد.
دستور العملی برای فاجعه بودن / زمینهساز فاجعه بودن / به فاجعه ختم شدن
شکل جمع recipe در زبان انگلیسی recipes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «recipe» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recipe