آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Repeat

      rɪˈpiːt rɪˈpiːt

      گذشته‌ی ساده:

      repeated

      شکل سوم:

      repeated

      سوم‌شخص مفرد:

      repeats

      وجه وصفی حال:

      repeating

      شکل جمع:

      repeats

      معنی repeat | جمله با repeat

      verb - transitive verb - intransitive A2

      دوباره گفتن، تکرار کردن، دوباره انجام دادن، دوباره ساختن، مرور کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Please repeat your question.

      لطفاً سؤال خود را تکرار کنید.

      The patient kept repeating his mother's name.

      بیمار پیوسته نام مادرش را تکرار می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to repeat a remark

      گفته‌ای را تکرار کردن

      Don't repeat anywhere what you hear here.

      آنچه را که اینجا می‌شنوی، هیچ‌جا بازگو نکن.

      to repeat a secret

      رازی را گفتن

      to repeat an action

      عملی را تکرار کردن

      to repeat a test

      دوباره امتحان دادن

      He kept repeating himself.

      مرتباً حرف‌های خودش را تکرار می‌کرد.

      History repeats itself.

      تاریخ تکرار می‌شود.

      adjective

      تکراری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      noun countable

      تکرار، تجدید، بازگو، باز انجام

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد repeat

      1. noun something done over; duplicate
        Synonyms:
        repetition reproduction replay rerun echo recapitulation reshowing reiteration
        Antonyms:
        original
      1. verb duplicate, do again
        Synonyms:
        reproduce reiterate redo replay reproduce rerun retell restate reoccur recur reappear renew revert return reprise recite relate recast rehash rework reissue rebuild remake reciprocate imitate echo iterate quote ingeminate revolve ditto rehearse reconstruct recrudesce resay reshow read back play back play over go over again run over come again hold over drum into make like reform sing same old song din chime

      لغات هم‌خانواده repeat

      noun
      repeat, repetition
      adjective
      repeated, repetitive, repetitious, repeatable
      verb - transitive
      repeat
      adverb
      repeatedly, repetitively

      سوال‌های رایج repeat

      گذشته‌ی ساده repeat چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده repeat در زبان انگلیسی repeated است.

      شکل سوم repeat چی میشه؟

      شکل سوم repeat در زبان انگلیسی repeated است.

      شکل جمع repeat چی میشه؟

      شکل جمع repeat در زبان انگلیسی repeats است.

      وجه وصفی حال repeat چی میشه؟

      وجه وصفی حال repeat در زبان انگلیسی repeating است.

      سوم‌شخص مفرد repeat چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد repeat در زبان انگلیسی repeats است.

      ارجاع به لغت repeat

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «repeat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/repeat

      لغات نزدیک repeat

      • - repealable
      • - repealer
      • - repeat
      • - repeat until
      • - repeatability
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.