آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Rehearse

      rəˈhɜrːs rɪˈhɜːs

      گذشته‌ی ساده:

      rehearsed

      شکل سوم:

      rehearsed

      سوم‌شخص مفرد:

      rehearses

      وجه وصفی حال:

      rehearsing

      معنی rehearse | جمله با rehearse

      verb - intransitive verb - transitive C1

      تمرین کردن، آماده‌سازی کردن، مرور کردن

      Before the night of the play's opening, we must rehearse it three more times.

      قبل از شب آغاز نمایش باید سه بار دیگر آن را تمرین کنیم.

      She rehearsed her wedding vows several times before the ceremony.

      او چندین بار جملات سوگند ازدواجش را پیش‌از مراسم مرور کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She spent the whole afternoon rehearsing her speech.

      تمام بعدازظهر را صرف تمرین نطق خود کرد.

      He rehearses the orchestra three times a week.

      هفته‌ای سه‌ بار ارکستر را تمرین می‌کند.

      verb - transitive formal

      شرح دادن، بازگو کردن، تکرار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The events are rehearsed in most Irish histories.

      این رویدادها در اکثر منابع تاریخی ایرلند بازگویی می‌شود.

      The advertisement rehearsed the many products of our company.

      آن آگهی محصولات متعدد شرکت ما را به تفصیل شرح داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rehearse

      1. verb prepare for performance
        Synonyms:
        practice train study review repeat go over run through warm up recapitulate iterate do over relate tell describe recount narrate recite depict act reenact drill experiment test try out work out ready reiterate hone tune up walk through run lines learn one’s part take from the top hold a reading
        Antonyms:
        go cold turkey
      1. verb to repeat
        Synonyms:
        tell again retell do-over go over recapitulate reenact

      لغات هم‌خانواده rehearse

      noun
      rehearsal
      verb - transitive
      rehearse

      سوال‌های رایج rehearse

      گذشته‌ی ساده rehearse چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rehearse در زبان انگلیسی rehearsed است.

      شکل سوم rehearse چی میشه؟

      شکل سوم rehearse در زبان انگلیسی rehearsed است.

      وجه وصفی حال rehearse چی میشه؟

      وجه وصفی حال rehearse در زبان انگلیسی rehearsing است.

      سوم‌شخص مفرد rehearse چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rehearse در زبان انگلیسی rehearses است.

      ارجاع به لغت rehearse

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rehearse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rehearse

      لغات نزدیک rehearse

      • - rehearing
      • - rehearsal
      • - rehearse
      • - rehearser
      • - reheat
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.