آیکن بنر

سطح‌بندی CEFR در فست دیکشنری

سطح‌بندی CEFR در فست دیکشنری

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Test

    test test

    گذشته‌ی ساده:

    tested

    شکل سوم:

    tested

    سوم‌شخص مفرد:

    tests

    وجه وصفی حال:

    testing

    شکل جمع:

    tests

    معنی test | جمله با test

    noun countable A1

    آزمون، آزمایش، امتحان، سنجش، محک، معیار

    a mid-term test

    امتحان نیم‌سال

    an intelligence test

    آزمون هوش

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a blood test

    آزمایش خون

    test of experience

    محک تجربه

    The delay was a test of our patience.

    آن تأخیر صبر ما را در بوته‌ی آزمایش قرار داد.

    to test for blood sugar

    قند خون را مورد آزمایش قرار دادن

    verb - transitive verb - intransitive

    امتحان کردن، محک زدن، آزمودن، سنجیدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    She tested them on grammar.

    آن‌ها را از نظر دستور زبان امتحان کرد.

    She tested high in physics.

    در امتحان فیزیک نمره‌اش در سطح بالا بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    testing nuclear weapons under the sea

    آزمایش کردن سلاح‌های اتمی در زیر دریا

    a well-tested remedy

    درمانی که بارها امتحان شده است

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد test

    1. noun examination, quiz
      Synonyms:
      exam quiz check evaluation assessment investigation trial search experiment inquiry inspection essay attempt proof probing verification confirmation criterion standard final oral blue book questionnaire scrutiny analysis try touchstone yardstick go comp preliminary ordeal pop quiz dry run tryout trial run substantiation corroboration probation countdown elimination catechism shibboleth fling lick trial and error
    1. verb examine, quiz
      Synonyms:
      check question try investigate analyze assess verify confirm prove validate experiment quiz try out inquire assay prove out substantiate demonstrate look into put to the test try on match up experimentalize try on for size give a tryout run idea by someone shake down stack up make a trial run see how it flies run it up a flagpole see how wind blows send up a balloon

    Collocations

    test-drive

    (مثلاً هنگام خرید اتومبیل) به‌طور آزمایشی راندن

    test match

    مسابقه آزمایشی

    Idioms

    put to the test

    آزمودن، در بوته‌ی آزمایش قرار دادن

    stand the test of time

    در اثر مرور زمان ارزش خود را ثابت کردن، خوب دوام آوردن

    سوال‌های رایج test

    گذشته‌ی ساده test چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده test در زبان انگلیسی tested است.

    شکل سوم test چی میشه؟

    شکل سوم test در زبان انگلیسی tested است.

    شکل جمع test چی میشه؟

    شکل جمع test در زبان انگلیسی tests است.

    وجه وصفی حال test چی میشه؟

    وجه وصفی حال test در زبان انگلیسی testing است.

    سوم‌شخص مفرد test چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد test در زبان انگلیسی tests است.

    ارجاع به لغت test

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «test» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/test

    لغات نزدیک test

    • - tessera
    • - tessitura
    • - test
    • - test a theory
    • - test ban
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بسکتبال به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات فوتبالی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات ورزشی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات ورزشی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    self-determination seldom solidarity same here spectral splentic stand the test of time start from scratch bus start over strongly recommend subconsciously arrange cognation piccalilli عدلیه تفاصیل مبادی آداب پیراهن پرنده پا بلوط بازو آشغال ماهی شمشیری ماهی هادوک ماهی کف‌زی ماهی اسنپر ماهی سی بس ماهی فرشته‌ای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2025 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.