آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Yardstick

ˈjɑːrdstɪk ˈjɑːdˌstɪk

معنی yardstick | جمله با yardstick

noun countable

معیار، مقیاس، ملاک، سنگ محک، میزان

Education is often seen as the yardstick for social mobility and personal growth.

آموزش اغلب به‌عنوان معیاری برای تحرک اجتماعی و رشد فردی در نظر گرفته می‌شود.

The yardstick for measuring a company's success is its annual revenue.

ملاک سنجش موفقیت یک شرکت، درآمد سالانه‌ی آن است.

noun countable

چوب ذرع، خط‌کش یا چوب مدرج به طول یک‌یارد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

The carpenter measured the length of the board using a yardstick.

نجار طول تخته را با استفاده از یک چوب ذرع اندازه‌گیری کرد.

She used a yardstick to measure the height of her sunflowers.

او از چوب مدرجی برای اندازه‌گیری قد گل‌های آفتابگردانش استفاده کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد yardstick

ارجاع به لغت yardstick

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «yardstick» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/yardstick

لغات نزدیک yardstick

پیشنهاد بهبود معانی