آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۲

      Prove

      pruːv pruːv

      گذشته‌ی ساده:

      proved

      شکل سوم:

      proven

      سوم‌شخص مفرد:

      proves

      وجه وصفی حال:

      proving

      معنی prove | جمله با prove

      verb - transitive B2

      ثابت کردن، درآمدن، نمونه گرفتن، محک زدن، مورد سنجش قرار دادن، مورد آزمایش قرار دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Prove all things, hold fast that which is good.

      (انجیل) همه‌چیز را بسنج و آنچه را که نیک است نگه دار.

      to prove gold

      طلا را سنجیدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to prove a new weapon

      سلاح جدیدی را آزمایش کردن

      We decided to prove up the copper deposit.

      ما تصمیم گرفتیم که نهشت (معدن) مس را امتحان کنیم.

      Afsaneh proved her innocence.

      افسانه بی‌گناهی خود را اثبات کرد.

      How can you prove that the earth is round?

      چطور می‌توانی ثابت کنی که زمین گرد است؟

      She cannot prove her accusations.

      او نمی‌تواند اتهامات خود را ثابت کند.

      He proved his point.

      او حرف خود را به کرسی نشاند.

      He was proved innocent.

      ثابت شد که بی‌گناه بود.

      Can you prove the forty-seventh proposition?

      آیا می‌توانی قضیه‌ی چهل‌و‌هفتم را اثبات کنی؟

      Her predictions proved to be right.

      پیشگویی‌های او درست از آب درآمد.

      That new medicine did not prove to be effective.

      آن داروی جدید عملاً مؤثر نبود.

      The news of his death proved to be false.

      معلوم شد که خبر مرگ او دروغ بوده است.

      He proved himself (to be) better than the other drivers.

      او ثابت کرد که از سایر رانندگان بهتر است.

      Leave the dough to prove for an hour.

      یک ساعت صبر کن تا خمیر ور بیاید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prove

      1. verb establish facts; put to a test
        Synonyms:
        check test try show find verify confirm determine establish validate justify certify demonstrate examine analyze ascertain attest evidence declare warrant convince fix settle document authenticate corroborate substantiate uphold sustain witness bear out manifest explain result turn out evince experiment back add up assay trial pan out end up make evident show clearly have a case show once and for all
        Antonyms:
        theorize hypothesize disprove discredit

      Phrasal verbs

      prove out

      به تجربه ثابت شدن، صحت چیزی را اثبات کردن، درستی چیزی را نشان دادن

      لغات هم‌خانواده prove

      noun
      proof
      adjective
      proven
      verb - transitive
      prove

      سوال‌های رایج prove

      گذشته‌ی ساده prove چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prove در زبان انگلیسی proved است.

      شکل سوم prove چی میشه؟

      شکل سوم prove در زبان انگلیسی proven است.

      وجه وصفی حال prove چی میشه؟

      وجه وصفی حال prove در زبان انگلیسی proving است.

      سوم‌شخص مفرد prove چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prove در زبان انگلیسی proves است.

      ارجاع به لغت prove

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prove» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prove

      لغات نزدیک prove

      • - proust
      • - provable
      • - prove
      • - prove out
      • - proved
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.