آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ تیر ۱۴۰۵

      Proven

      ˈproʊvn / / ˈpruːvn ˈpruːvn / / ˈprəʊvn

      گذشته‌ی ساده:

      proved

      شکل سوم:

      proved

      سوم‌شخص مفرد:

      proves

      وجه وصفی حال:

      proving

      معنی proven | جمله با proven

      شکل سوم فعل prove

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The theory has been proven by recent experiments.

      این نظریه با آزمایش‌های اخیر ثابت شده است.

      His innocence was proven in court.

      بی‌گناهی او در دادگاه ثابت شد.

      adjective

      اثبات‌شده، ثابت‌شده، محقق‌، امتحان‌شده، مشخص‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She is a proven leader who always stays calm under pressure.

      او یک رهبر اثبات‌شده است که همیشه در شرایط فشار آرام می‌ماند.

      She has a proven ability to solve complex problems.

      او توانایی امتحان‌شده‌ای در حل مسائل پیچیده دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد proven

      1. verb put to the test, as for its quality, or give experimental use to
        Synonyms:
        tested checked tried examined assayed essayed risen
        Antonyms:
        theorized hypothesized disproved refuted discredited
      1. verb provide evidence for
        Synonyms:
        demonstrated showed confirmed established verified validated substantiated evidenced attested indicated argued declared justified warranted endorsed affirmed backed corroborated sustained ascertained determined certified fixed settled tested witnessed upheld convinced manifested betokened explained
        Antonyms:
        disproved disqualified
      1. verb to participate in or partake of personally
        Synonyms:
        experienced felt seen known met suffered tasted
      1. adjective established beyond doubt
        Synonyms:
        proved
        Antonyms:
        unproved
      1. verb cause to puff up with a leaven
        Synonyms:
        raised leavened

      Collocations

      proven ability

      توانایی اثبات شده

      clinically proven

      از نظر بالینی ثابت شده

      Idioms

      one is innocent until proven guilty

      تا گناه کسی اثبات نشده است، بی‌گناه است

      لغات هم‌خانواده proven

      noun
      proof
      adjective
      proven
      verb - transitive
      prove

      سوال‌های رایج proven

      گذشته‌ی ساده proven چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده proven در زبان انگلیسی proved است.

      شکل سوم proven چی میشه؟

      شکل سوم proven در زبان انگلیسی proved است.

      وجه وصفی حال proven چی میشه؟

      وجه وصفی حال proven در زبان انگلیسی proving است.

      سوم‌شخص مفرد proven چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد proven در زبان انگلیسی proves است.

      ارجاع به لغت proven

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «proven» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/proven

      لغات نزدیک proven

      • - prove out
      • - proved
      • - proven
      • - proven ability
      • - provenance
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.