گذشتهی ساده:
trialledشکل سوم:
trialledسومشخص مفرد:
trialsوجه وصفی حال:
triallingشکل جمع:
trialsحقوق محاکمه، دادرسی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
The extensive media coverage surrounding the high-profile trial raised concerns about the impartiality of the jury.
پوشش رسانهای گستردهی پیرامون محاکمهی پرسروصدا، نگرانیهایی را در مورد بیطرفی هیئتمنصفه ایجاد کرد.
trial by jury
دادرسی توسط هیئتمنصفه
آزمون، آزمایش، سنجش، امتحان
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The machine was given extensive trials under different conditions.
این موتور را تحت شرایط گوناگون آزمایش کردند.
The efficacy of the novel agricultural technique is currently under trial in several arid regions.
کارایی تکنیک نوین کشاورزی درحال حاضر در چندین منطقه خشک تحت آزمایش است.
Hassan was given a trial for that job.
حسن را برای آن شغل آزمودند.
a trial of each candidate's skill
سنجش مهارت هریک از نامزدها
دردسر، مشکل (فرد یا چیزی آزاردهنده و مشکلساز)
Dealing with endless bureaucracy for this permit has been an absolute trial.
سروکله زدن با بوروکراسی بیپایان برای این مجوز یک دردسر مطلق بوده است.
The persistent issue of urban traffic congestion presents a significant trial for city planners striving for sustainable development.
مسئلهی مداوم تراکم ترافیک شهری یک مشکل قابل توجه برای برنامهریزان شهری است که برای توسعهی پایدار تلاش میکنند.
(انگلیسی استرالیایی) آزمون آزمایشی
The company decided to run a trial of the new marketing strategy in a small town first.
شرکت تصمیم گرفت ابتدا یک آزمون آزمایشی از استراتژی بازاریابی جدید را در یک شهر کوچک اجرا کند.
Researchers are currently conducting a comprehensive trial to assess the efficacy of the novel vaccine.
محققان درحال حاضر درحال انجام یک آزمون آزمایشی جامع برای ارزیابی اثربخشی واکسن جدید هستند.
آزمایش کردن، امتحان کردن
Before buying the new software, I'd like to trial it for a week to see if it meets our needs.
قبلاز خرید نرمافزار جدید، میخواهم یک هفته آن را آزمایش کنم تا ببینم آیا نیازهای ما را برآورده میکند یا خیر.
Many companies choose to trial new marketing strategies on a small scale before implementing them across their entire consumer base.
بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند استراتژیهای بازاریابی جدید را در مقیاس کوچک آزمایش کنند؛ قبلاز اینکه آنها را در کل پایگاه مشتریان خود پیادهسازی کنند.
آزمایشی، امتحانی، آزمونی
a trial period
دورهی آزمایشی
Before widespread implementation, educational reforms often undergo a trial phase to assess their practical implications and student outcomes.
قبلاز اجرای گسترده، اصلاحات آموزشی اغلب یک مرحلهی آزمایشی را برای ارزیابی پیامدهای عملی و نتایج دانشآموزان پشت سر میگذارند.
a trial subscription to a magazine
آبونمان امتحانی یک مجله
سعی، رنج، کوشش، محنت
despite all the setbacks and hard trials ...
باوجود همهی ناکامیها و دشواریهای شدید ...
The arduous trial of adapting to a new cultural environment often presents significant challenges for international students.
رنج دشوار سازگاری با یک محیط فرهنگی جدید اغلب چالشهای قابل توجهی را برای دانشجویان بینالمللی ایجاد میکند.
the trials and tribulations of traveling across the African desert
سختیها و مشقات سفر از میان صحرای آفریقا
1- در دست آزمایش 2- در دست دادرسی 3- درحال گذراندن دورهی آزمایشی 4- بهطور آزمایشی
محاکمه عادلانه
محاکمه شدن
جدایی آزمایشی
محاکمه کردن، به دادگاه کشاندن
محاکمه شدن
به تعویق انداختن دادرسی/ محاکمه
محاکمه شدن، در دادگاه حاضر شدن
آزمایشوخطا، آزمونوخطا
گذشتهی ساده trial در زبان انگلیسی trialled است.
شکل سوم trial در زبان انگلیسی trialled است.
شکل جمع trial در زبان انگلیسی trials است.
وجه وصفی حال trial در زبان انگلیسی trialling است.
سومشخص مفرد trial در زبان انگلیسی trials است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «trial» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/trial