آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Attempt

      əˈtempt əˈtempt

      گذشته‌ی ساده:

      attempted

      شکل سوم:

      attempted

      سوم‌شخص مفرد:

      attempts

      وجه وصفی حال:

      attempting

      شکل جمع:

      attempts

      معنی attempt | جمله با attempt

      verb - transitive B1

      کوشش کردن، تلاش کردن، تقلا کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The student will attempt to finish the assignment before the end of the day.

      دانش‌آموز کوشش خواهد کرد تا پیش از پایان روز تکلیف را تمام کند.

      He attempted to bribe his teacher.

      او کوشید به معلم خود رشوه بدهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't attempt more than you are capable of.

      بیشتر از توانایی‌ات تقلا نکن.

      noun countable B2

      کوشش، تلاش، سعی، تقلا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      His attempt succeeded.

      کوشش او موفقیت‌آمیز بود.

      He jumped nine meters at his first attempt.

      او در اولین کوشش خود نه متر پرید.

      verb - transitive

      قدیمی وسوسه کردن

      The salesman's attempt to tempt the customer with a discount was fruitless.

      تلاش فروشنده برای وسوسه کردن مشتری با تخفیف بی‌نتیجه بود.

      She made an attempt to tempt him with her charms.

      سعی کرد او را با جذابیت‌هایش وسوسه کند.

      noun countable

      حمله (به قصد جان)

      An attempt was made on the king's life.

      حمله‌ای به قصد کشتن پادشاه صورت گرفت.

      The robber's attempt to kill the security guard was thwarted.

      حمله‌ی سارق برای کشتن مأمور امنیتی خنثی شد.

      verb - transitive

      قدیمی حمله کردن (به قصد جان)

      The criminal attempted him.

      جنایتکار به او حمله کرد.

      The plot to attempt him was foiled by the police.

      پلیس توطئه‌ی حمله به او را خنثی کرد.

      noun

      حقوق شروع به جرم، تجری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      the suspect's attempt to sell drugs

      شروع به جرم مظنون برای فروش مواد مخدر

      Her attempt to deceive the authorities was unsuccessful.

      تجری او برای فریب مقامات ناموفق بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد attempt

      1. noun try, effort
        Synonyms:
        try effort endeavor trial experiment pursuit venture attack struggle exertion striving shot bid go fling crack stab workout header whack lick dry run tryout one’s level best one’s darnedest all one’s got one’s all
        Antonyms:
        success laziness certainty
      1. verb try, make effort
        Synonyms:
        try seek pursue aim tackle strive endeavor venture experiment essay undertake exert oneself make effort take on give it a try have a go at give it a go give a whirl take a stab at make a run at have a crack do level best give best shot take best shot give old college try go the limit attack solicit push shoot the works give a fling try one’s hand at
        Antonyms:
        be lazy

      سوال‌های رایج attempt

      گذشته‌ی ساده attempt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده attempt در زبان انگلیسی attempted است.

      شکل سوم attempt چی میشه؟

      شکل سوم attempt در زبان انگلیسی attempted است.

      شکل جمع attempt چی میشه؟

      شکل جمع attempt در زبان انگلیسی attempts است.

      وجه وصفی حال attempt چی میشه؟

      وجه وصفی حال attempt در زبان انگلیسی attempting است.

      سوم‌شخص مفرد attempt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد attempt در زبان انگلیسی attempts است.

      ارجاع به لغت attempt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «attempt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/attempt

      لغات نزدیک attempt

      • - attainture
      • - attar
      • - attempt
      • - attempted murder
      • - attempted robbery
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.