ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Confirmation

ˌkɑːnfərˈmeɪʃn ˌkɒnfəˈmeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    confirmations

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun B2
    تأیید، تصدیق، ابرام، تثبیت، استقرار
    • - the confirmation of a hotel reservation
    • - تأیید پیش‌گزینی (رزرو کردن) جا در هتل
    • - the confirmation of a theory
    • - اثبات یک نظریه
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد confirmation

  1. noun ratification, validation, proof
    Synonyms: acceptance, accepting, accord, admission, affirmation, affirming, agreement, approval, assent, attestation, authenticating, authentication, authorization, authorizing, avowal, consent, corroborating, corroboration, endorsement, evidence, go ahead, green light, nod, okay, passage, passing, proving, recognition, sanction, sanctioning, stamp of approval, substantiation, support, supporting, testament, testimonial, testimony, validating, verification, verifying, visa, witness
    Antonyms: annulment, cancellation, contradiction, denial, destruction, opposition, veto, void

لغات هم‌خانواده confirmation

ارجاع به لغت confirmation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «confirmation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/confirmation

لغات نزدیک confirmation

پیشنهاد بهبود معانی