Affirmation

ˌæfərˈmeɪʃn̩ ˌæfəˈmeɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    اظهار قطعی، تصریح، تصدیق، اثبات، تأکید
    • - They required her affirmation of the fact.
    • - از او خواستند که واقعیت را اذعان کند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد affirmation

  1. noun declaration of the truth of something
    Synonyms: affidavit, assertion, asseveration, attestation, averment, avouchment, avowal, certification, confirmation, declaration, green light, oath, okay, pronouncement, ratification, stamp of approval, statement, sworn statement, testimonial, testimony
    Antonyms: denial, negation, nullification, veto

ارجاع به لغت affirmation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «affirmation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/affirmation

لغات نزدیک affirmation

پیشنهاد بهبود معانی