Oath

oʊθ əʊθ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    oaths

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun countable
    سوگند، قسم
    • - an oath of friendship
    • - سوگند دوستی
  • noun countable
    (به‌کار بردن نام خدا و مقدسان با خشم یا برای تأکید و غیره) توهین به مقدسات، ذکر نام خدا به طریق نا‌شایسته
  • noun countable
    ناسزا، فحش، دشنام
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد oath

  1. noun promise
    Synonyms: adjuration, affidavit, affirmation, avowal, bond, contract, deposition, pledge, profession, sworn declaration, sworn statement, testimony, vow, word, word of honor
    Antonyms: break
  2. noun curse
    Synonyms: blasphemy, cuss, cuss word, dirty name, dirty word, expletive, four-letter word, imprecation, malediction, no-no, profanity, strong language, swearword
    Antonyms: kindness, pleasantry

Collocations

  • take an oath

    رسماً عهد کردن، سوگند خوردن، قسم خوردن

  • under oath

    قسم‌خورده، (در دادگاه) با قید سوگند

ارجاع به لغت oath

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «oath» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/oath

لغات نزدیک oath

پیشنهاد بهبود معانی