آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۵

      Pledge

      pledʒ pledʒ

      گذشته‌ی ساده:

      pledged

      شکل سوم:

      pledged

      سوم‌شخص مفرد:

      pledges

      وجه وصفی حال:

      pledging

      شکل جمع:

      pledges

      معنی pledge | جمله با pledge

      noun countable C1

      تعهد، قول، سوگند، عهد، پیمان، وعده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      He gave a pledge never to gamble again.

      او عهد کرد که دیگر هرگز قمار نکند.

      among them, shaking hands was tantamount to a pledge of marriage.

      در میان آنان دست فشردن به منزله‌ی قول ازدواج بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a pledge of friendship

      قول دوستی

      verb - transitive B2

      تعهد دادن، قول دادن، سوگند خوردن، عهد بستن، پیمان بستن، وعده دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      They pledged loyalty to their leader.

      آنان عهد کردند که به رهبر خود وفادار باشند.

      He was pledged to secrecy.

      از او قول رازداری گرفته شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to pledge money to a charitable organization

      به مؤسسه‌ی خیریه قول پول دادن

      verb - transitive C1

      حقوق ‫وثیقه گذاشتن‬، گرو گذاشتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      In order to secure the loan for their agricultural expansion, the farmers had to pledge their valuable land as collateral.

      کشاورزان برای تضمین وام توسعه‌ی کشاورزی خود مجبور شدند زمین ارزشمندشان را به‌عنوان وثیقه گرو بگذارند.

      The bank mandates that borrowers pledge a certain percentage of their property's value as security against a mortgage.

      بانک حکم می‌کند که وام‌گیرندگان درصد معینی از ارزش ملک خود را به‌عنوان تضمین در برابر رهن وثیقه بگذارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many small businesses find it necessary to pledge personal assets when applying for startup loans from financial institutions.

      بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک هنگام درخواست وام راه‌اندازی از موسسات مالی، گرو گذاشتن دارایی‌های شخصی را ضروری می‌دانند.

      noun countable C1

      حقوق ‫وثیقه، گرو، ضمانت

      He offered his ring as a pledge for the loan.

      او انگشتر خود را به‌عنوان وثیقه‌ی وام ارائه داد.

      a thing held in pledge

      چیزی که گرو نگه داشته می‌شود

      noun countable uncountable

      قرارداد، تعهدنامه

      The nation's leaders made a solemn pledge to prioritize environmental sustainability in all future development projects.

      رهبران ملت تعهدنامه‌ای جدی برای اولویت دادن به پایداری محیط‌زیست در تمام پروژه‌های توسعه‌ی آینده امضا کردند.

      Applicants for the research grant must sign a pledge confirming their commitment to ethical research practices and data integrity.

      متقاضیان کمک‌هزینه‌ی تحقیقاتی باید تعهدنامه‌ای را امضا کنند که تعهد آن‌ها به شیوه‌های اخلاقی تحقیق و یکپارچگی داده‌ها را تأیید می‌کند.

      noun uncountable

      ‫به سلامتی‬ (‫نوشیدن به افتخار کسی‬)

      During the formal dinner, the host proposed a pledge to the continued success of the international cooperation project.

      در طول شام رسمی، میزبان به سلامتی موفقیت مداوم پروژه‌ی همکاری بین‌المللی نوشید.

      The historical text recounts a lavish banquet where a pledge was made to the reigning monarch's long and prosperous reign.

      متن تاریخی ضیافتی مجلل را روایت می‌کند که در آن به سلامتی سلطنت طولانی و موفق پادشاه حاکم نوشیدنی نوشیده شد.

      verb - transitive C2

      نوشیدن (به سلامتی کسی)

      During the formal university gala, attendees were invited to pledge a toast to the departing chancellor, acknowledging his years of dedicated service.

      در طول جشن رسمی دانشگاه، از شرکت‌کنندگان دعوت شد تا به سلامتی رئیس سابق بنوشند و سال‌ها خدمت فداکارانه‌ی او را ارج نهند.

      He lifted his glass and pledged his host.

      لیوان خود را بالا برد و به سلامتی میزبانش نوشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pledge

      1. noun word of honor
        Synonyms:
        promise word agreement assurance guarantee oath vow undertaking warrant covenant health toast
        Antonyms:
        break
      1. noun sign of good faith
        Synonyms:
        security guarantee deposit token bail bond collateral earnest surety gage pawn warranty guaranty warrant
        Antonyms:
        break
      1. verb guarantee; give word of honor
        Synonyms:
        promise vow swear undertake engage give word vouch contract covenant sign for plight pawn mortgage hock soak hook
        Antonyms:
        break disobey falsify

      Collocations

      pledge oneself to (something)

      خود را (به انجام کاری) متعهد کردن

      Idioms

      take the pledge

      سوگند ترک مشروبات الکلی را خوردن

      سوال‌های رایج pledge

      گذشته‌ی ساده pledge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pledge در زبان انگلیسی pledged است.

      شکل سوم pledge چی میشه؟

      شکل سوم pledge در زبان انگلیسی pledged است.

      شکل جمع pledge چی میشه؟

      شکل جمع pledge در زبان انگلیسی pledges است.

      وجه وصفی حال pledge چی میشه؟

      وجه وصفی حال pledge در زبان انگلیسی pledging است.

      سوم‌شخص مفرد pledge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pledge در زبان انگلیسی pledges است.

      ارجاع به لغت pledge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pledge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pledge

      لغات نزدیک pledge

      • - plectrum
      • - pled
      • - pledge
      • - pledge oneself to (something)
      • - pledgee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.