آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ مرداد ۱۴۰۳

      Covenant

      ˈkʌvnənt ˈkʌvnənt

      گذشته‌ی ساده:

      covenanted

      شکل سوم:

      covenanted

      سوم‌شخص مفرد:

      covenants

      وجه وصفی حال:

      covenanting

      معنی covenant | جمله با covenant

      noun countable

      حقوق عهد، میثاق، پیمان، تعهد (معمولاً رسمی و الزام‌آور)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The covenant she and I entered into is inviolable for ever ...

      عهدی که با تو بستیم هرگز شکستنی نیست ...

      The two business partners signed a covenant to ensure they would work together to achieve their shared goals.

      این دو شریک تجاری پیمانی امضا کردند تا اطمینان حاصل کنند که برای رسیدن به اهداف مشترک خود با یکدیگر همکاری خواهند کرد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی اقتصاد شرط ضمن قرارداد، تعهد کتبی (بر پرداخت منظم مبلغی به‌ویژه به مؤسسات خیریه)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The wealthy businessman made a covenant with a local charity to donate a substantial amount of money each month.

      تاجر ثروتمند به مؤسسه‌ی خیریه‌ی محلی تعهد کتبی داد که هر ماه مبلغ قابل توجهی پول اهدا کند.

      The CEO signed a covenant with the nonprofit organization, committing to make regular donations to support their efforts.

      مدیرعامل تعهد کتبی‌ای را با سازمان غیرانتفاعی امضا کرد و متعهد شد که برای حمایت از تلاش‌های آن‌ها به طور منظم کمک‌های مالی انجام دهد.

      verb - intransitive verb - transitive formal

      قدیمی تعهد دادن، عهد کردن، پیمان بستن، میثاق بستن

      The couple covenanted to love and support each other for the rest of their lives.

      این زن و شوهر تعهد دادند که تا آخر عمر یکدیگر را دوست داشته باشند و از یکدیگر حمایت کنند.

      The two nations covenanted to work together for peace and prosperity.

      دو ملت پیمان بستند که برای صلح و آسایش با یکدیگر همکاری کنند.

      verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی اقتصاد شرط ضمن قرارداد بستن، تعهد کتبی دادن (بر پرداخت منظم مبلغی به‌ویژه به مؤسسات خیریه)

      She covenanted to support a child in need through a monthly sponsorship program.

      او تعهد کتبی داد که ازطریق یک برنامه‌ی تکفل ماهانه از یک کودک نیازمند حمایت کند.

      The couple covenanted to tithe 10% of their earnings to their church each month.

      این زوج تعهد کتبی دادند که هر ماه ۱۰ درصد از درآمد خود را به کلیسایشان اختصاص دهند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد covenant

      1. noun pact, promise
        Synonyms:
        deal agreement arrangement bargain contract commitment promise bond pact understanding convention compact transaction treaty stipulation deed concordat dicker handshake papers trust
        Antonyms:
        disagreement
      1. verb agree
        Synonyms:
        agree concur promise undertake pledge engage swear vow stipulate contract bargain
        Antonyms:
        disagree break

      سوال‌های رایج covenant

      گذشته‌ی ساده covenant چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده covenant در زبان انگلیسی covenanted است.

      شکل سوم covenant چی میشه؟

      شکل سوم covenant در زبان انگلیسی covenanted است.

      وجه وصفی حال covenant چی میشه؟

      وجه وصفی حال covenant در زبان انگلیسی covenanting است.

      سوم‌شخص مفرد covenant چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد covenant در زبان انگلیسی covenants است.

      ارجاع به لغت covenant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «covenant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/covenant

      لغات نزدیک covenant

      • - cove ceiling
      • - coven
      • - covenant
      • - covenantee
      • - covenanter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.