آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Swear

      swer sweə

      گذشته‌ی ساده:

      swore

      شکل سوم:

      sworn

      سوم‌شخص مفرد:

      swears

      وجه وصفی حال:

      swearing

      شکل جمع:

      swears

      معنی swear | جمله با swear

      verb - transitive B2

      سوگند خوردن، قسم خوردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      to swear on one's honor

      به شرافت خود قسم خوردن

      I think he took the money but I couldn't swear to it.

      فکر می‌کنم او پول را برداشت؛ ولی صددرصد مطمئن نیستم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I have sworn to tell the truth.

      سوگند خورده‌ام که حقیقت را بگویم.

      to swear by the Koran

      به قرآن قسم خوردن

      He decided to swear off gambling.

      تصمیم گرفت با خود عهد کند که دیگر قمار‌بازی نکند.

      verb - transitive

      قسم دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      to swear witnesses

      شاهدان را قسم دادن

      verb - intransitive

      ناسزا گفتن

      Children swore at me and ran off.

      بچه‌ها به من فحش دادند و فرار کردند.

      It is wrong to swear and shout.

      ناسزا گفتن و فریاد زدن اشتباه است.

      noun countable

      قسم

      noun countable

      فحش، ناسزا

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد swear

      1. verb declare under oath
        Synonyms:
        state affirm assert vow promise attest testify maintain trust avow pledge oneself warrant rely on depose vouch give one’s word give witness swear to God take an oath say so depend on have confidence in plight covenant swear by cross one’s heart swear up and down make an affidavit state under oath
      1. verb speak profanely; be vulgar
        Synonyms:
        curse cuss use bad language talk dirty be foul-mouthed utter profanity blaspheme take name in vain execrate imprecate flame bedamn

      Phrasal verbs

      swear by

      قسم خوردن، سوگند یاد کردن

      اعتقاد داشتن، اطمینان داشتن

      swear for

      تضمین کردن، اطمینان دادن، ضمانت کردن

      swear in

      با سوگند به شغلی وارد کردن، با مراسم تحلیف به کاری گماشتن

      swear off

      ترک چیزی را با خود عهد کردن

      swear out

      با اقامه‌ی ادعا و ادای سوگند حکم جلب کسی را گرفتن

      لغات هم‌خانواده swear

      noun
      swearing
      adjective
      sworn
      verb - transitive
      swear

      سوال‌های رایج swear

      گذشته‌ی ساده swear چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده swear در زبان انگلیسی swore است.

      شکل سوم swear چی میشه؟

      شکل سوم swear در زبان انگلیسی sworn است.

      شکل جمع swear چی میشه؟

      شکل جمع swear در زبان انگلیسی swears است.

      وجه وصفی حال swear چی میشه؟

      وجه وصفی حال swear در زبان انگلیسی swearing است.

      سوم‌شخص مفرد swear چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد swear در زبان انگلیسی swears است.

      ارجاع به لغت swear

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «swear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/swear

      لغات نزدیک swear

      • - swazi
      • - swaziland
      • - swear
      • - swear by
      • - swear for
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      FAQ gatekeeper rush daily late fart lingonberry martyrdom materialistic matinee matrimony mauna loa mayan mechanism medical پیکر پیگیر چادر مسافرتی چای کوهی چرخش چسبناک چشم به راه بودن گاز زدن لجباز لذت بردن لغت‌نامه لوس کردن لیتر لیمو ماست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.