آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ تیر ۱۴۰۵

      Swear

      swer sweə

      گذشته‌ی ساده:

      swore

      شکل سوم:

      sworn

      سوم‌شخص مفرد:

      swears

      وجه وصفی حال:

      swearing

      شکل جمع:

      swears

      معنی swear | جمله با swear

      verb - intransitive B2

      فحش دادن، ناسزا گفتن، دشنام دادن، لعنت کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Children swore at me and ran off.

      بچه‌ها به من فحش دادند و فرار کردند.

      She swore under her breath when she saw the bill.

      وقتی صورت‌حساب را دید، زیر لب ناسزا گفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is wrong to swear and shout.

      ناسزا گفتن و فریاد زدن اشتباه است.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      قسم خوردن، سوگند خوردن، قسم دادن، سوگند دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      I have sworn to tell the truth.

      سوگند خورده‌ام که حقیقت را بگویم.

      He swore on his mother's grave that he was innocent.

      او روی مزار مادرش سوگند خورد که بی‌گناه است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She swore she would never leave him.

      او قسم خورد که هرگز او را ترک نخواهد کرد.

      to swear on one's honor

      به شرافت خود قسم خوردن

      to swear by the Koran

      به قرآن قسم خوردن

      to swear witnesses

      شاهدان را قسم دادن

      verb - transitive

      عهد بستن، وعده دادن، قول دادن

      He decided to swear off gambling.

      تصمیم گرفت با خود عهد کند که دیگر قمار‌بازی نکند.

      She swore she would never tell anyone his secret.

      او قول داد که هرگز راز او را به کسی نمی‌گوید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I swear I will be there on time.

      قول می‌دهم سر وقت آنجا باشم.

      I think he took the money but I couldn't swear to it.

      فکر می‌کنم او پول را برداشت؛ ولی صددرصد مطمئن نیستم.

      noun countable

      قسم، سوگند

      Her swear before the elders was never forgotten.

      سوگند او پیش بزرگان هرگز فراموش نشد.

      The witness's swear convinced the jury.

      سوگند شاهد هیئت‌منصفه را قانع کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Breaking his swear had consequences.

      شکستن سوگند او پیامدهایی داشت.

      noun countable

      فحش، ناسزا

      The child repeated the swear he had heard on TV.

      کودک همان فحشی را که از تلویزیون شنیده بود، تکرار کرد.

      He covered his daughter's ears to hide the swear.

      او گوش دخترش را گرفت تا ناسزا را نشنود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد swear

      1. verb declare under oath
        Synonyms:
        state affirm assert vow promise attest testify maintain trust avow pledge oneself warrant rely on depose vouch give one’s word give witness swear to God take an oath say so depend on have confidence in plight covenant swear by cross one’s heart swear up and down make an affidavit state under oath
      1. verb speak profanely; be vulgar
        Synonyms:
        curse cuss use bad language talk dirty be foul-mouthed utter profanity blaspheme take name in vain execrate imprecate flame bedamn

      Phrasal verbs

      swear by

      قسم خوردن، سوگند یاد کردن

      اعتقاد داشتن، اطمینان داشتن

      swear for

      تضمین کردن، اطمینان دادن، ضمانت کردن

      swear in

      با سوگند به شغلی وارد کردن، با مراسم تحلیف به کاری گماشتن

      swear off

      ترک چیزی را با خود عهد کردن

      swear out

      با اقامه‌ی ادعا و ادای سوگند حکم جلب کسی را گرفتن

      لغات هم‌خانواده swear

      noun
      swearing
      adjective
      sworn
      verb - transitive
      swear

      سوال‌های رایج swear

      گذشته‌ی ساده swear چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده swear در زبان انگلیسی swore است.

      شکل سوم swear چی میشه؟

      شکل سوم swear در زبان انگلیسی sworn است.

      شکل جمع swear چی میشه؟

      شکل جمع swear در زبان انگلیسی swears است.

      وجه وصفی حال swear چی میشه؟

      وجه وصفی حال swear در زبان انگلیسی swearing است.

      سوم‌شخص مفرد swear چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد swear در زبان انگلیسی swears است.

      ارجاع به لغت swear

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «swear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/swear

      لغات نزدیک swear

      • - swazi
      • - swaziland
      • - swear
      • - swear by
      • - swear for
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      spirituality pop off latte drone emo opener cityscape hone exceptional analogy colloquial wildlife whirlwind whirlwind visit where there's a will, there's a way پنج‌ضلعی قهوه‌خانه مکعب زرگری دستگاه گوارش دستگیره‌ی در دلال مظلمه دوربینی دیوانه راسو راسته‌ی گوساله شکرگزاری سازگار سراغ جلب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.