آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ تیر ۱۴۰۵

      Depend On

      dɪˈpɛnd ɑn dɪˈpɛnd ɒn

      گذشته‌ی ساده:

      depended on

      شکل سوم:

      depended on

      سوم‌شخص مفرد:

      depends on

      وجه وصفی حال:

      depending on

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از depend upon به‌جای depend on، از depended upon به‌جای depended on، از depends upon به‌جای depends on و از depending upon به‌جای depending on استفاده کرد.

      معنی depend on | جمله با depend on

      phrasal verb verb - intransitive B2

      (چیزی یا کسی) وابسته بودن، متکی بودن، نیاز داشتن، تکیه کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She depends on her parents for financial help.

      او برای کمک مالی به والدینش متکی است.

      The success of the project depends on effective teamwork.

      موفقیت این پروژه به کار تیمی مؤثر وابسته است.

      phrasal verb verb - intransitive B2

      (چیزی یا کسی) بستگی داشتن، وابسته بودن، تحت‌تأثیر بودن، متأثر بودن، تأثیر گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The project's progress depends on external factors.

      پیشرفت پروژه تحت‌تأثیر عوامل خارجی است.

      The growth of the plant depends on the amount of sunlight it receives.

      رشد گیاه به مقدار نوری که دریافت می‌کند، بستگی دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His mood depends on the weather.

      حالت روحی او از وضعیت آب‌وهوا تأثیر می‌گیرد.

      phrasal verb

      (چیزی یا کسی) اعتماد داشتن، اطمینان داشتن، دل‌گرم بودن، حساب کردن، تکیه کردن

      You can always depend on her in hard days.

      در روزهای سخت، همیشه می‌توانی به او تکیه کنی.

      You can depend on me to get the job done.

      می‌توانی روی من حساب کنی که این کار را انجام دهم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت depend on

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «depend on» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/depend-on

      لغات نزدیک depend on

      • - depauperation
      • - depend
      • - depend on
      • - dependability
      • - dependable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.