آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Curse

      kɜːrs kɜːs

      گذشته‌ی ساده:

      cursed

      شکل سوم:

      cursed

      سوم‌شخص مفرد:

      curses

      وجه وصفی حال:

      cursing

      شکل جمع:

      curses

      معنی curse | جمله با curse

      noun adverb

      نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزاگفتن، فحش دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      an old woman's curse

      نفرین پیرزن

      an effective curse

      نفرین گیرا

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The witch put a curse on them.

      ساحره آن‌ها را نفرین کرد (دچار لعن کرد).

      We did not pay attention to his curses.

      به دشنام‌های او توجه نکردیم.

      Intolerance is the greatest curse of backward societies.

      تعصب بی‌جا بزرگترین مصیبت جوامع عقب‌افتاده است.

      such curses as poverty and illiteracy

      بدبختی‌هایی همچون فقر و بی‌سوادی

      He cursed his own wretched fate.

      او به سرنوشت بد خود لعنت کرد.

      He used to curse his sons for their laziness.

      به پسران خود به‌دلیل تنبلی آنان دشنام می‌داد.

      He curses too much.

      او خیلی بددهنی می‌کند.

      cursed with misfortunes

      دچار بدبیاری

      A people cursed by disease and famine.

      مردمی که از بیماری و قحطی رنج می‌بردند.

      Job refused to curse his God.

      ایوب از کفر گفتن خودداری کرد.

      He is cursed with a shrewish wife.

      او گرفتار همسر سلیطه‌ای شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد curse

      1. noun hateful, swearing remark
        Synonyms:
        swear word cuss word dirty word four-letter word profanity swearing cursing obscenity expletive oath blasphemy vilification denunciation malediction anathema execration imprecation blaspheming cussing damning dirty name fulmination malison naughty words objuration obloquy profanation sacrilege ban bane commination no-no double whammy whammy
        Antonyms:
        praise compliment
      1. noun misfortune wished upon someone
        Synonyms:
        trouble evil disaster calamity bane affliction scourge plague torment vexation burden tribulation ordeal jinx evil eye pestilence cross cancer hydra voodoo

      Collocations

      be cursed with

      دچار بودن، رنج بردن از، مصیبت‌دار بودن

      the curse

      (عامیانه) قاعدگی (زن)

      سوال‌های رایج curse

      گذشته‌ی ساده curse چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده curse در زبان انگلیسی cursed است.

      شکل سوم curse چی میشه؟

      شکل سوم curse در زبان انگلیسی cursed است.

      شکل جمع curse چی میشه؟

      شکل جمع curse در زبان انگلیسی curses است.

      وجه وصفی حال curse چی میشه؟

      وجه وصفی حال curse در زبان انگلیسی cursing است.

      سوم‌شخص مفرد curse چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد curse در زبان انگلیسی curses است.

      ارجاع به لغت curse

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «curse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/curse

      لغات نزدیک curse

      • - curry powder
      • - currycomb
      • - curse
      • - cursed
      • - cursive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.