Obscenity

əbˈsenəti əbˈsenəti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    وقاحت، قباحت، زشتی
    • - The obscenity of a writing may lie as much in intent as in wording.
    • - قباحت یک نوشتار ممکن است به همان اندازه که ناشی از جمله‌بندی است ناشی از قصد و نیت هم باشد.
    • - His poem is full of obscenities.
    • - شعر او پر از هرزه‌سرایی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obscenity

  1. noun indecency, immorality; vulgarism
    Synonyms: abomination, affront, atrocity, bawdiness, blight, blueness, coarseness, curse, dirtiness, dirty name, dirty word, evil, filthiness, foulness, four-letter word, immodesty, impropriety, impurity, indecency, indelicacy, lewdness, licentiousness, lubricity, offense, outrage, porn, pornography, profanity, prurience, salacity, scatology, scurrility, sleaze, smut, smuttiness, suggestiveness, swearword, vileness, vulgarity, wrong, X-rating
    Antonyms: cleanness, decency, innocence, morality, propriety, purity, uprightness

ارجاع به لغت obscenity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obscenity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obscenity

لغات نزدیک obscenity

پیشنهاد بهبود معانی