آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ آبان ۱۴۰۴

      Blight

      blaɪt blaɪt

      گذشته‌ی ساده:

      blighted

      شکل سوم:

      blighted

      سوم‌شخص مفرد:

      blights

      وجه وصفی حال:

      blighting

      معنی blight | جمله با blight

      noun uncountable

      گیاه‌شناسی آفت گیاهی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The vines died from a fungal blight.

      تاک‌ها به‌خاطر آفت قارچی خشک شدند.

      Farmers are worried that the blight will spread to neighboring fields.

      کشاورزان نگران‌اند که آفت به مزارع مجاور سرایت کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      potato blight

      آفت سیب‌زمینی

      noun singular uncountable

      ننگ، لکه‌‌ی سیاه، آفت، بلا، مصیبت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      Slums have become a blight on the city.

      حلبی‌آبادها بلای شهر شده‌اند.

      Illiteracy is a great blight.

      بی‌سوادی، آفتی بزرگ است.

      noun uncountable

      (انگلیسی استرالیایی) عفونت چشم، التهاب چشم

      Many families were unaware that the early signs of eye blight could be cured with simple medication.

      بسیاری از خانواده‌ها نمی‌دانستند که نشانه‌های اولیه‌‌ی التهاب چشم با داروهای ساده قابل درمان است.

      The clinic reported a sharp decline in cases of infectious eye blight after improving sanitation.

      پس‌از بهبود وضعیت بهداشتی، کلینیک کاهش چشمگیری در موارد عفونت چشم گزارش کرد.

      verb - transitive

      آسیب زدن، خراب کردن، تباه کردن، نابود کردن، بر باد دادن، آفت‌زده کردن

      Locusts blighted the crops.

      ملخ به محصولات آسیب رساند.

      The unplanned spread of cities has blighted the world.

      گسترش بی‌رویه‌ی شهرها دنیا را آفت‌زده کرده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blight

      1. noun disease; plague
        Synonyms:
        disease plague pestilence curse scourge evil affliction contamination pollution infestation decay rot corruption bane canker withering fungus mildew woe eyesore blot on the landscape sight dump
        Antonyms:
        health prosperity blessing boon
      1. verb ruin, destroy
        Synonyms:
        damage mess up spoil wreck destroy crush injure frustrate ruin trash mar decay nullify disappoint blast taint wither dash annihilate foul up glitch up nip in the bud shrivel
        Antonyms:
        help aid protect guard bless prosper

      Idioms

      cast (or put) a blight on something (or somebody)

      آفت زده کردن، دچار مصیبت کردن

      سوال‌های رایج blight

      معنی blight به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «blight» در زبان فارسی به «خرابی / زوال / آسیب جدی» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی blight به وضعیتی اشاره دارد که موجب تخریب، نابودی یا آسیب شدید می‌شود. این واژه می‌تواند هم در حوزه‌های طبیعی و محیط زیستی و هم به صورت استعاری در زندگی اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی به کار رود. به‌طور کلی، blight نشان‌دهنده‌ی اثر مخرب و منفی چیزی است که کیفیت، زیبایی یا سلامت یک موجودیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

      در کشاورزی و زیست‌شناسی، blight به بیماری‌ها یا عوامل مخربی گفته می‌شود که گیاهان، محصولات یا درختان را نابود می‌کنند. برای مثال، بیماری قارچی که باعث خشک شدن برگ‌ها یا پوسیدگی محصول می‌شود، نمونه‌ای از blight است. چنین پدیده‌هایی می‌توانند خسارات اقتصادی سنگین و اثرات زیست‌محیطی قابل توجهی به همراه داشته باشند.

      در زمینه‌های شهری و اجتماعی، blight به مناطقی اشاره دارد که به دلیل بی‌توجهی، تخریب ساختمان‌ها، فقر یا نبود امکانات، دچار زوال و نابسامانی شده‌اند. چنین مناطقی اغلب با صفت «blighted» توصیف می‌شوند و تلاش‌های بازسازی و بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی در آن‌ها ضرورت دارد.

      در ادبیات و هنر، blight می‌تواند به شکل استعاری برای توصیف افسردگی، اندوه، شکست یا نابودی ارزش‌ها و امیدها به کار رود. نویسندگان و شاعران با استفاده از این واژه عمق اثرات منفی یک حادثه یا شرایط نامطلوب را بر زندگی شخصیت‌ها نشان می‌دهند و حس تلخی و ویرانی را منتقل می‌کنند.

      blight نشان‌دهنده‌ی تخریب، آسیب یا زوال است که می‌تواند در سطوح مختلف طبیعی، انسانی یا استعاری مشاهده شود. این واژه کاربرد گسترده‌ای در توصیف پیامدهای منفی و شرایط بحران‌زا دارد و حس اهمیت و ضرورت مقابله با عوامل مخرب را به خواننده یا مخاطب منتقل می‌کند.

      ارجاع به لغت blight

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blight» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blight

      لغات نزدیک blight

      • - blether
      • - bligh
      • - blight
      • - blighter
      • - blimey
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.