آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۴

    Bless

    bles bles

    گذشته‌ی ساده:

    blessed

    شکل سوم:

    blessed

    سوم‌شخص مفرد:

    blesses

    وجه وصفی حال:

    blessing

    توضیحات:

    شکل نوشتاری دیگر این لغت در حالت شکل سوم: blest

    معنی bless | جمله با bless

    verb - transitive C1

    دعای خیر کردن، طلب خیر کردن، تسبیح گفتن، ستایش کردن، ثنا خواندن، مقدس شمردن

    The priest blessed the bride and the groom.

    کشیش برای عروس و داماد طلب نیک‌بختی و آمرزش کرد.

    We bless his holy name.

    نام مقدس او را ستایش می‌کنیم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Let us bless the Lord.

    خداوند را تقدیس کنیم.

    be blessed with

    از نعمت (چیزی) برخوردار بودن

    He has not a bean to bless himself with.

    آه ندارد که با ناله سودا کند. / در هفت آسمان یک ستاره هم ندارد.

    Bless you!

    (بعد از عطسه) عافیت باشد!

    Bless me, what beautiful children you have!

    خدا را شکر چه بچه‌های خوبی داری!

    idiom informal

    انگلیسی بریتانیایی عزیزم، طفلک، الهی، جانم، بمیرم براش، آخی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Bless! He thought the dog could talk.

    آخی! فکر می‌کرد سگه می‌تونه حرف بزنه!

    The baby just tried to say my name for the first time. Oh, bless!

    بچه همین الان سعی کرد برای اولین بار اسم من رو بگه. اوه، جانم!

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bless

    1. verb sanctify
      Synonyms:
      honor praise glorify hallow dedicate consecrate exalt magnify laud beatify canonize extol commend anoint baptize absolve ordain enshrine sacrifice sign cross sprinkle give thanks to thank offer pray for eulogize panegyrize invoke benefits invoke happiness pronounce holy make holy offer benediction
      Antonyms:
      condemn curse damn
    1. verb grant, bestow
      Synonyms:
      give provide favor endow grant bestow praise laud glorify grace magnify celebrate
      Antonyms:
      deny refuse disapprove disallow veto

    Collocations

    bless me (or you, him, etc.)

    اظهاری که نشان تعجب یا تعرض یا خوشی است

    Idioms

    bless you!

    عافیت باشه!

    سوال‌های رایج bless

    گذشته‌ی ساده bless چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده bless در زبان انگلیسی blessed است.

    شکل سوم bless چی میشه؟

    شکل سوم bless در زبان انگلیسی blessed است.

    وجه وصفی حال bless چی میشه؟

    وجه وصفی حال bless در زبان انگلیسی blessing است.

    سوم‌شخص مفرد bless چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد bless در زبان انگلیسی blesses است.

    ارجاع به لغت bless

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «bless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bless

    لغات نزدیک bless

    • - bleriot
    • - blesbok
    • - bless
    • - bless me (or you, him, etc.)
    • - bless you!
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.