آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۴

      Bless

      bles bles

      گذشته‌ی ساده:

      blessed

      شکل سوم:

      blessed

      سوم‌شخص مفرد:

      blesses

      وجه وصفی حال:

      blessing

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در حالت شکل سوم: blest

      معنی bless | جمله با bless

      verb - transitive C1

      دعای خیر کردن، طلب خیر کردن، تسبیح گفتن، ستایش کردن، ثنا خواندن، مقدس شمردن

      The priest blessed the bride and the groom.

      کشیش برای عروس و داماد طلب نیک‌بختی و آمرزش کرد.

      We bless his holy name.

      نام مقدس او را ستایش می‌کنیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Let us bless the Lord.

      خداوند را تقدیس کنیم.

      be blessed with

      از نعمت (چیزی) برخوردار بودن

      He has not a bean to bless himself with.

      آه ندارد که با ناله سودا کند. / در هفت آسمان یک ستاره هم ندارد.

      Bless you!

      (بعد از عطسه) عافیت باشد!

      Bless me, what beautiful children you have!

      خدا را شکر چه بچه‌های خوبی داری!

      idiom informal

      انگلیسی بریتانیایی عزیزم، طفلک، الهی، جانم، بمیرم براش، آخی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Bless! He thought the dog could talk.

      آخی! فکر می‌کرد سگه می‌تونه حرف بزنه!

      The baby just tried to say my name for the first time. Oh, bless!

      بچه همین الان سعی کرد برای اولین بار اسم من رو بگه. اوه، جانم!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bless

      1. verb sanctify
        Synonyms:
        honor praise glorify hallow dedicate consecrate exalt magnify laud beatify canonize extol commend anoint baptize absolve ordain enshrine sacrifice sign cross sprinkle give thanks to thank offer pray for eulogize panegyrize invoke benefits invoke happiness pronounce holy make holy offer benediction
        Antonyms:
        condemn curse damn
      1. verb grant, bestow
        Synonyms:
        give provide favor endow grant bestow praise laud glorify grace magnify celebrate
        Antonyms:
        deny refuse disapprove disallow veto

      Collocations

      bless me (or you, him, etc.)

      اظهاری که نشان تعجب یا تعرض یا خوشی است

      Idioms

      bless you!

      عافیت باشه!

      سوال‌های رایج bless

      گذشته‌ی ساده bless چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bless در زبان انگلیسی blessed است.

      شکل سوم bless چی میشه؟

      شکل سوم bless در زبان انگلیسی blessed است.

      وجه وصفی حال bless چی میشه؟

      وجه وصفی حال bless در زبان انگلیسی blessing است.

      سوم‌شخص مفرد bless چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bless در زبان انگلیسی blesses است.

      ارجاع به لغت bless

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bless

      لغات نزدیک bless

      • - bleriot
      • - blesbok
      • - bless
      • - bless me (or you, him, etc.)
      • - bless you!
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pansexual pan wipe expression still skim snarf people penetrate banger month leftover manipulation manipulator fake نشاط هیس صبحگاه دل‌پذیر خبری غفلت قشر کردگار لحظه مشاجره آوانگارد دروازه‌بان دسامبر هیچ هیچکس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.