آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ آذر ۱۴۰۲

      Sacrifice

      ˈsækrəfaɪs ˈsækrəfaɪs

      گذشته‌ی ساده:

      sacrificed

      شکل سوم:

      sacrificed

      سوم‌شخص مفرد:

      sacrifices

      وجه وصفی حال:

      sacrificing

      شکل جمع:

      sacrifices

      معنی sacrifice | جمله با sacrifice

      verb - transitive C1

      فدا کردن، قربانی کردن

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      She sacrificed her own happiness to support her friend in need.

      او شادی خود را فدا کرد تا از دوست نیازمندش حمایت کند.

      Those youths sacrificed their lives for their country.

      آن جوانان جان خود را فدای میهن خود کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The soldier sacrificed his life to protect his country.

      این سرباز جان خود را فدای کشورش کرد.

      We must increase production without sacrificing quality.

      باید بدون فدا کردن مرغوبیت، تولید خود را افزایش دهیم.

      verb - intransitive verb - transitive

      دین قربانی کردن، قربان کردن، ذبح کردن، قربانی دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      They sacrificed a goat to the gods.

      آنان یک بز را قربانی خدایان کردند.

      The Mayans would often sacrifice prisoners of war to honor their gods.

      مایاها اغلب اسیران جنگی را برای احترام به خدایان خود قربانی می‌کردند.

      noun countable uncountable

      فداکاری، ایثارگری، ازخودگذشتگی، فدا کردن (عمل)

      Ali's parents made a lot of sacrifice for his education.

      والدین علی در راه تحصیل او فداکاری زیادی کردند.

      economic sacrifice

      ایثارگری اقتصادی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the sacrifice of one's health for money

      فدا کردن سلامتی شخص برای پول

      noun countable uncountable

      دین قربان، ذبح، قربانی

      the sacrifice of a lamb to the gods

      قربانی یک گوسفند در راه خدایان

      The sacrifice consisted of an old camel.

      قربانی بر یک شتر پیر مشتمل بود.

      verb - transitive

      با زیان فروختن، با ضرر فروختن

      She had to sacrifice her house.

      مجبور شد خانه‌ی خود را با زیان بفروشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sacrifice

      1. verb give up, let go
        Synonyms:
        yield surrender waive forgo renounce cede lose drop part with let go resign oneself to suffer endure spare offer offer up eschew forfeit kiss goodbye immolate
        Antonyms:
        refuse hold

      Collocations

      make a sacrifice

      فداکاری کردن، ازخود‌گذشتگی کردن، جانبازی کردن

      سوال‌های رایج sacrifice

      گذشته‌ی ساده sacrifice چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sacrifice در زبان انگلیسی sacrificed است.

      شکل سوم sacrifice چی میشه؟

      شکل سوم sacrifice در زبان انگلیسی sacrificed است.

      شکل جمع sacrifice چی میشه؟

      شکل جمع sacrifice در زبان انگلیسی sacrifices است.

      وجه وصفی حال sacrifice چی میشه؟

      وجه وصفی حال sacrifice در زبان انگلیسی sacrificing است.

      سوم‌شخص مفرد sacrifice چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sacrifice در زبان انگلیسی sacrifices است.

      ارجاع به لغت sacrifice

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sacrifice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sacrifice

      لغات نزدیک sacrifice

      • - sacred cow
      • - sacredness
      • - sacrifice
      • - sacrifice bunt
      • - sacrificial
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      apo be bin cath pachuco chrono- cis co-op retina plan hydroxy icosi- il imino infra سماط سوهان خوش‌سازمان داروی هوش‌بری در چنگال درم‌سرا دره‌گذر دسی‌لیتر دل‌شادی دی‌اکسید دیدافزار رطوبت‌سنج رقص‌آرایی رنگ‌رفتگی رویداد ساختگی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.