آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Endow

ɪnˈdaʊ ɪnˈdaʊ

گذشته‌ی ساده:

endowed

شکل سوم:

endowed

سوم‌شخص مفرد:

endows

وجه وصفی حال:

endowing

معنی endow | جمله با endow

verb - transitive

وقف کردن، بخشیدن، اعطا کردن، اهدا کردن

A wealthy lady who endowed several schools.

بانوی ثروتمندی که چندین مدرسه وقف کرد.

Nature has endowed this flower with beauty so that it may attract butterflies.

طبیعت به این گل زیبایی بخشیده است تا پروانه را به خود جلب کند.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

to endow gods with human traits

صفات انسانی را به خدایان اعطا کردن

verb - transitive

مجهز کردن، بهره‌مند کردن، برخوردار ساختن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

Robabeh was endowed with extraordinary courage.

ربابه از شجاعت فوق‌العاده‌ای بهره‌مند بود.

a well-endowed hospital.

بیمارستانی که از موقوفات زیادی برخوردار است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد endow

سوال‌های رایج endow

گذشته‌ی ساده endow چی میشه؟

گذشته‌ی ساده endow در زبان انگلیسی endowed است.

شکل سوم endow چی میشه؟

شکل سوم endow در زبان انگلیسی endowed است.

وجه وصفی حال endow چی میشه؟

وجه وصفی حال endow در زبان انگلیسی endowing است.

سوم‌شخص مفرد endow چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد endow در زبان انگلیسی endows است.

ارجاع به لغت endow

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «endow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/endow

لغات نزدیک endow

پیشنهاد بهبود معانی