آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Damn

      dæm dæm

      گذشته‌ی ساده:

      damned

      شکل سوم:

      damned

      سوم‌شخص مفرد:

      damns

      وجه وصفی حال:

      damning

      شکل جمع:

      damns

      معنی damn | جمله با damn

      noun adjective adverb interjection B1

      لعنت کردن، لعنت، فحش، بسیار، خیلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He will be damned in hell!

      او به آتش جهنم سوخته خواهدشد!

      The play was damned by the critics.

      نقدگران، نمایش را به باد انتقاد گرفتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Democracy is damned when its leaders are corrupt.

      دموکراسی که رهبران آن فاسد باشند، محکوم به شکست است.

      Damn! I cut my hand again!

      اه، دوباره دستم را بریدم!

      I know damn well what to do.

      خوب می‌دانم چکار باید کرد.

      His father is ill but he doesn't give a damn.

      پدرش مریض است؛ ولی او عین خیالش نیست.

      He was taken to jail? I don't give a damn!

      بردنش زندان؟ به جهنم!

      This job is not worth a damn!

      مرده شور این شغل را ببرد! این شغل یک غاز نمی‌ارزد!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد damn

      1. verb condemn, denounce
        Synonyms:
        criticize attack censure pan slam denounce condemn punish curse abuse object to penalize sentence blast ban expel excommunicate proscribe doom anathematize banish castigate complain of convict cry down denunciate excoriate execrate flame fulminate against inveigle against revile swear thunder against cast out blaspheme confound cuss darn drat imprecate jinx objurgate
        Antonyms:
        praise commend favor cherish promote bless laud exalt glorify elevate

      Idioms

      as near as damn it

      (انگلیسی - عامیانه) تقریباً، نزدیک به

      damn with faint praise

      با دلسردی و بی‌علاقگی تعریف کردن (که اثرش مثل تکذیب کردن باشد)

      give (or care) a damn

      (عامیانه - ناپسند) اصلاً اعتنا و توجه نکردن

      not worth a damn

      (عامیانه - ناپسند) بی‌ارزش، خیلی بد

      well, i'll be damned!

      (نشان تعجب) عجب!، دنیا را چه دیدی!

      سوال‌های رایج damn

      گذشته‌ی ساده damn چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده damn در زبان انگلیسی damned است.

      شکل سوم damn چی میشه؟

      شکل سوم damn در زبان انگلیسی damned است.

      شکل جمع damn چی میشه؟

      شکل جمع damn در زبان انگلیسی damns است.

      وجه وصفی حال damn چی میشه؟

      وجه وصفی حال damn در زبان انگلیسی damning است.

      سوم‌شخص مفرد damn چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد damn در زبان انگلیسی damns است.

      ارجاع به لغت damn

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «damn» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/damn

      لغات نزدیک damn

      • - dame's violet
      • - dammar or dammer
      • - damn
      • - damn with faint praise
      • - damnable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.