آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۳

      Doom

      duːm duːm

      گذشته‌ی ساده:

      doomed

      شکل سوم:

      doomed

      سوم‌شخص مفرد:

      dooms

      وجه وصفی حال:

      dooming

      شکل جمع:

      dooms

      معنی doom | جمله با doom

      noun uncountable C2

      تباهی، سرنوشت (شوم)، مرگ، زوال، عذاب، ضلالت، نابودی

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      His doom is sealed.

      سرنوشت او شوم است.

      He couldn't escape his doom.

      نتوانست از سرنوشت شوم خود بگریزد.

      verb - transitive C2

      محکوم کردن، تنبیه کردن، دچار عقوبت کردن، به سرنوشت بدی دچار کردن، حکم دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      God will judge and doom their guilty souls.

      خدا ارواح گنهکار آنان را داوری و به سرنوشت بدی دچار خواهد کرد.

      doomed to extinction

      محکوم به فنا

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their efforts were doomed to failure.

      کوشش‌های آن‌ها محکوم به شکست بود.

      noun countable

      محکومیت، حکم (خصوصاً قضایی)

      His past actions led him to face the doom he had long evaded.

      اقدامات گذشته‌ی او باعث شد تا با محکومیتی روبه‌رو شود که مدت‌ها از آن طفره رفته بود.

      The judge delivered the doom that would change his life forever.

      قاضی حکمی را صادر کرد که زندگی او را برای همیشه تغییر داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد doom

      1. noun fate or decision, usually unpleasant
        Synonyms:
        destiny fortune fate end conclusion judgment decision disaster tragedy ruin destruction downfall calamity catastrophe circumstance portion lot death verdict sentence karma kismet decree predestination predetermination fixed future destination condemnation annihilation cataclysm opinion foreordination way the ball bounces way the cookie crumbles handwriting on wall judgment day lap of the gods moira

      Collocations

      doom and gloom

      یأس و ناامیدی، عذاب و تاریکی، غم و ناامیدی، تیرگی و ملالت

      سوال‌های رایج doom

      گذشته‌ی ساده doom چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده doom در زبان انگلیسی doomed است.

      شکل سوم doom چی میشه؟

      شکل سوم doom در زبان انگلیسی doomed است.

      شکل جمع doom چی میشه؟

      شکل جمع doom در زبان انگلیسی dooms است.

      وجه وصفی حال doom چی میشه؟

      وجه وصفی حال doom در زبان انگلیسی dooming است.

      سوم‌شخص مفرد doom چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد doom در زبان انگلیسی dooms است.

      ارجاع به لغت doom

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «doom» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/doom

      لغات نزدیک doom

      • - doohickey
      • - doolie
      • - doom
      • - doom and gloom
      • - doomed to failure
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.