شکل جمع:
verdictsرأی، حکم، نتیجهگیری، داوری (بهویژه در دادگاه)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After reviewing all the evidence, the judge’s verdict was completely clear.
پساز بررسی تمام شواهد، رأی قاضی کاملاً روشن بود.
She rejects the critics' verdict against her recent book.
او داوری منتقدان دربارهی کتاب اخیر خودش را قبول ندارد.
به حکم رسیدن، صدور رای
لغو کردن حکم، نقض رای دادگاه
رای/حکم/نظر/تصمیم متفق القول
اعتراض به حکم
شکل جمع verdict در زبان انگلیسی verdicts است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «verdict» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/verdict