Obloquy

ˈɑːbləkwi ˈɒbləkwi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    بدگویی، ناسزاگویی، سرزنش، افترا
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obloquy

  1. noun calumny
    Synonyms: abuse, animadversion, aspersion, bad press, censure, criticism, defamation, disgrace, humiliation, ignominy, insult, invective, reproach, slander, vituperation

ارجاع به لغت obloquy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obloquy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obloquy

لغات نزدیک obloquy

پیشنهاد بهبود معانی