آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مهر ۱۴۰۳

      Insult

      ɪnˈsʌlt ɪnˈsʌlt ɪnˈsʌlt ɪnˈsʌlt

      گذشته‌ی ساده:

      insulted

      شکل سوم:

      insulted

      سوم‌شخص مفرد:

      insults

      وجه وصفی حال:

      insulting

      شکل جمع:

      insults

      معنی insult | جمله با insult

      noun verb - transitive adverb B2

      توهین کردن به، بی‌احترامی کردن به، خوار کردن، فحش دادن، بالیدن، توهین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I cannot bear his insults any longer.

      بیش از این تاب تحمل توهین‌های او را ندارم.

      He considers it an insult to his intelligence.

      او آن را نوعی اهانت به عقل و شعور خود تلقی می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to add insult to injury

      علاوه‌بر آسیب رساندن توهین هم کردن، صدمه زدن و اهانت هم کردن

      He insulted me by turning his back to me and not answering my greeting.

      او با پشت کردن به من و پاسخ ندادن به سلام و تعارفم به من توهین کرد.

      repeated acute vascular insults

      آزردگی‌های شدید و مکرر رگ‌ها

      any insult to the constitution of a patient suffering from tuberculosis

      هرگونه افگار به بنیه‌ی بیمار مبتلا به سل

      a thermal insult

      حمله‌ی حرارتی (ناشی از حرارت زیاد)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insult

      1. noun hateful communication
        Synonyms:
        abuse disrespect offense rudeness slight contempt scorn shame disgrace affront outrage mockery slander taunt indignity impertinence impudence incivility put-down slap in the face invective vilification libel obloquy opprobrium snub slap discourtesy unpleasantry vituperation aspersion contumely derision despite ignominy superciliousness black eye cheap shot disdainfulness blasphemy scurrility
        Antonyms:
        praise compliment flattery
      1. verb abuse, offend
        Synonyms:
        annoy irritate offend aggravate vex tease humiliate injure degrade dishonor abase provoke mock ridicule taunt deride jeer snub slight affront put down disoblige dump on slander libel slam roast pan scoff revile flout outrage curse blister cut to the quick step on one’s toes sneer gird underestimate
        Antonyms:
        praise flatter compliment

      Collocations

      hurl insults at

      توهین کردن به، آماج تحقیر و توهین قرار دادن

      Idioms

      to add insult to injury

      قوز بالای قوز شدن، نمک به زخم پاشیدن، شرایط را نسبت به قبل بدتر کردن

      سوال‌های رایج insult

      گذشته‌ی ساده insult چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده insult در زبان انگلیسی insulted است.

      شکل سوم insult چی میشه؟

      شکل سوم insult در زبان انگلیسی insulted است.

      شکل جمع insult چی میشه؟

      شکل جمع insult در زبان انگلیسی insults است.

      وجه وصفی حال insult چی میشه؟

      وجه وصفی حال insult در زبان انگلیسی insulting است.

      سوم‌شخص مفرد insult چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد insult در زبان انگلیسی insults است.

      ارجاع به لغت insult

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «insult» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/insult

      لغات نزدیک insult

      • - insulin
      • - insulin shock
      • - insult
      • - insultation
      • - insulted
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.