آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۳

      Libel

      ˈlaɪbl ˈlaɪbl

      گذشته‌ی ساده:

      libeled

      شکل سوم:

      libeled

      سوم‌شخص مفرد:

      libels

      وجه وصفی حال:

      libeling

      شکل جمع:

      libels

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی در حالت گذشته: libelled

      شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی در حالت وجه وصفی حال: libelling

      معنی libel | جمله با libel

      noun countable uncountable

      افترا، تهمت، توهین

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      He accused the newspaper of libel.

      او روزنامه را متهم به افترا کرد.

      That article contained some underhanded libel.

      آن مقاله حاوی تهمت‌های ناجوانمردانه‌ای بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Libel is punishable by law.

      افترا قانوناً قابل کیفر است.

      verb - transitive

      افترا زدن، تهمت زدن، توهین کردن (نوشتن و انتشار آن در روزنامه و...)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He even libeled the prime minister.

      او حتی به نخست‌وزیر هم تهمت زد.

      They claimed the article libeled their reputation and integrity.

      آن‌ها ادعا کردند که این مقاله به شهرت و اعتبار آن‌ها توهین کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The documentary was carefully vetted to ensure it did not libel any of the subjects.

      این مستند به‌دقت بررسی شد تا اطمینان حاصل شود که به هیچ‌یک از سوژه‌ها افترا نمی‌زند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد libel

      1. noun purposeful lie about someone, often malicious
        Synonyms:
        lying defamation smear calumny denigration aspersion malicious obloquy vituperation
        Antonyms:
        praise compliment
      1. verb purposefully lie about someone
        Synonyms:
        defame malign smear vilify denigrate slur calumniate traduce revile bad-mouth tear down derogate scandalize asperse knock roast travesty caricature burlesque scorch sizzle blister crack give a black eye drag name through mud mark wrong mark
        Antonyms:
        tell truth

      سوال‌های رایج libel

      گذشته‌ی ساده libel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده libel در زبان انگلیسی libeled است.

      شکل سوم libel چی میشه؟

      شکل سوم libel در زبان انگلیسی libeled است.

      شکل جمع libel چی میشه؟

      شکل جمع libel در زبان انگلیسی libels است.

      وجه وصفی حال libel چی میشه؟

      وجه وصفی حال libel در زبان انگلیسی libeling است.

      سوم‌شخص مفرد libel چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد libel در زبان انگلیسی libels است.

      ارجاع به لغت libel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «libel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/libel

      لغات نزدیک libel

      • - libecchio
      • - libeccio
      • - libel
      • - libelant
      • - libelee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.