آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ خرداد ۱۴۰۳

      Blister

      ˈblɪstər ˈblɪstə

      گذشته‌ی ساده:

      blistered

      شکل سوم:

      blistered

      سوم‌شخص مفرد:

      blisters

      وجه وصفی حال:

      blistering

      شکل جمع:

      blisters

      معنی blister | جمله با blister

      noun countable C2

      تاول

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Large blisters could be seen over his burned skin.

      روی پوست سوخته‌اش تاول‌های بزرگی دیده می‌شد.

      The new shoes had caused blisters on his toes.

      کفش‌های نو روی انگشتان پایش تاول ایجاد کرده بود.

      noun countable

      هر چیز تاول‌مانند، برجستگی (مثلاً روی گیاهان یا در سطح رنگ‌کاری‌شده و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Small blisters on the painted table.

      برجستگی‌های کوچک روی میزی که رنگ شده است.

      The blister on the paint surface needed to be repaired.

      تاول روی سطح رنگ نیاز به اصلاح داشت.

      verb - intransitive verb - transitive

      تاول زدن، دچار تاول شدن، باعث بروز تاول شدن

      Hard work had blistered his hands.

      کار سخت باعث شده بود که دست‌هایش تاول بزند.

      Wearing tight shoes for too long can blister your feet.

      پوشیدن کفش‌های تنگ به مدت طولانی می‌تواند باعث شود پاهای شما تاول بزند.

      verb - transitive

      زخم زبان زدن

      The coach blistered the team for their lackluster performance.

      مربی به تیم به خاطر عملکرد ضعیفشان زخم زبان زد.

      The boss blistered the employees.

      رئیس به کارمندان زخم زبان زد.

      verb - transitive

      قاطعانه شکست دادن (حریف)

      The team blistered their rivals.

      این تیم حریفانش را قاطعانه شکست داد.

      He blistered his opponent with a series of powerful punches.

      او با یک سری مشت‌های قدرتمند حریفش را قاطعانه شکست داد.

      verb - transitive

      محکم شوت کردن، محکم ضربه زدن (به توپ و غیره)

      He blistered the golf ball.

      به توپ گلف محکم ضربه زد.

      He blistered the ball into the top corner of the net.

      توپ را به گوشه‌ی بالای تور محکم شوت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blister

      1. noun swelling
        Synonyms:
        sore pimple boil abscess cyst ulcer bubble sac welt weal wheal vesicle bulla pustule burn furuncle wale bleb carbuncle blain canker vesication

      سوال‌های رایج blister

      گذشته‌ی ساده blister چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blister در زبان انگلیسی blistered است.

      شکل سوم blister چی میشه؟

      شکل سوم blister در زبان انگلیسی blistered است.

      شکل جمع blister چی میشه؟

      شکل جمع blister در زبان انگلیسی blisters است.

      وجه وصفی حال blister چی میشه؟

      وجه وصفی حال blister در زبان انگلیسی blistering است.

      سوم‌شخص مفرد blister چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blister در زبان انگلیسی blisters است.

      ارجاع به لغت blister

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blister» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blister

      لغات نزدیک blister

      • - blissfully happy
      • - blissfully unaware
      • - blister
      • - blister beetle
      • - blister copper
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      electro embryo ex euro at b bi broncho chromo d GEO IM inter intro is گرداگرد چاشت حیف جور توبه‌نامه رغبت رخش زادگاه نزاکت همدل آرزومندی افسوس پیرامون تفخیذ دمادم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.