Burlesque

bɜrːˈlesk bɜːˈlesk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    burlesqued
  • شکل سوم:

    burlesqued
  • سوم‌شخص مفرد:

    burlesques
  • وجه وصفی حال:

    burlesquing
  • شکل جمع:

    burlesques

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun adjective adverb
مسخره‌آمیز، مضحک، تقلید، رقص لخت، تقلید و هجو کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- He staged a satirical burlesque of Romeo and Juliet.
- او تقلید طنزآمیزی از رومئو و ژولیت را به صحنه آورد.
- While he was burlesquing the teacher, the teacher stepped in!
- همین‌طور که داشت ادای معلم را در می‌آ‌‌ورد معلم وارد شد!
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد burlesque

  1. adjective farcical
    Synonyms:
    comic ludicrous mock satirical ironical caricatural parodic mocking travestying
  1. noun bawdy show; vaudeville
    Synonyms:
    parody satire spoof mockery farce caricature revue vaudeville takeoff travesty lampoon pastiche send-up burly peep show strip lampoonery

ارجاع به لغت burlesque

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «burlesque» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/burlesque

لغات نزدیک burlesque

پیشنهاد بهبود معانی