آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

      Slur

      slɜːr slɜː

      گذشته‌ی ساده:

      slurred

      شکل سوم:

      slurred

      سوم‌شخص مفرد:

      slurs

      وجه وصفی حال:

      slurring

      شکل جمع:

      slurs

      معنی slur | جمله با slur

      verb - transitive

      لکنت‌آمیز گفتن، مبهم گفتن، نامفهوم ادا کردن

      He tends to slur when he’s very tired or sick.

      وقتی خیلی خسته یا بیمار است، معمولاً کلماتش را نامفهوم ادا می‌کند.

      Slurring words can sometimes be a sign of neurological problems.

      لکنت‌آمیز گفتن کلمات گاهی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عصبی باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He slurred over the significance of the letter.

      اهمیت آن نامه را نادیده گرفت.

      The problem of prostitution was slurred over.

      مسئله‌ی فحشا را ماست مالی کردند.

      He should not slur his lesson.

      نباید درس خود را سرسری بگیرد.

      verb - transitive

      موسیقی پیوسته اجرا کردن، نت‌ها را روان نواختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He practiced slurring the notes.

      او تمرین می‌کرد که نت‌ها را روان بنوازد.

      Learning to slur notes properly is important for wind instrument players.

      یادگیری پیوسته اجرا کردن نت‌ها برای نوازندگان ساز بادی اهمیت زیادی دارد.

      verb - transitive

      بدنام کردن، لکه‌دار کردن، به ناحق بد گفتن، تهمت زدن، بدگویی کردن، آبروی کسی را بردن

      Spreading false information can slur someone's good name permanently.

      پخش اطلاعات نادرست می‌تواند نام خوب کسی را به‌طور دائم لکه‌دار کند.

      The politician accused his opponent of trying to slur his character.

      سیاست‌مدار، رقیبش را متهم کرد که قصد دارد شخصیت او را بدنام کند.

      noun countable

      تهمت، بدگویی

      Such slurs can have long-lasting effects on a person’s career.

      این نوع تهمت‌ها می‌توانند تاثیرات طولانی‌مدتی روی حرفه‌ی فرد داشته باشند.

      He refused to respond to the slurs made against him in the media.

      او حاضر نشد به بدگویی‌های علیه خودش در رسانه‌ها پاسخ دهد.

      noun countable

      لفظ توهین‌آمیز، ناسزا، توهین

      Schools should teach children to recognize slurs of any kind.

      مدارس باید به کودکان آموزش دهند که الفاظ توهین‌آمیز را بشناسند.

      He was fined for using racial slurs during the protest.

      او به‌دلیل استفاده از ناسزاهای نژادی در جریان اعتراض جریمه شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      racial slurs

      ناسزاگویی‌های نژادی

      noun singular

      تلفظ نامفهوم، بیان نامشخص، ادای مبهم

      The patient’s slur improved gradually after the therapy sessions.

      تلفظ نامفهوم بیمار پس‌از جلسات درمان به‌تدریج بهتر شد.

      Alcohol can cause a slur in a person’s speech.

      الکل می‌تواند باعث بیان نامشخص در گفتار فرد شود.

      noun countable

      موسیقی خط اتصال (نت)

      Slurs in music notation help performers create a flowing sound.

      خطوط اتصال در نت‌نویسی به نوازندگان کمک می‌کند صدایی روان و پیوسته ایجاد کنند.

      The violinist carefully followed the slur markings to play smoothly.

      ویولن‌نواز بادقت به خط اتصال نت‌ها توجه کرد تا روان بنوازد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slur

      1. noun insult
        Synonyms:
        affront slam reproach put-down accusation disgrace stigma reflection smear blemish discredit knock hit aspersion stricture calumny innuendo stain zinger animadversion obloquy odium rap brand black eye expose blot blur onus dirty dig dump brickbat insinuation bar sinister
        Antonyms:
        praise compliment flattery
      1. verb insult
        Synonyms:
        offend slight put down reproach disgrace defame slander libel malign vilify denigrate detract smear blemish stain discredit traduce blacken snub roast dump on zing push cut up miff scorch blot brand spatter calumniate tear down cap chop blow off insinuate blister slap in the face cut to the quick give a black eye skin alive hit where one lives kick in the teeth
        Antonyms:
        praise compliment flatter
      1. verb mumble words
        Synonyms:
        stutter mutter skip mispronounce garble
        Antonyms:
        pronounce enunciate

      Collocations

      slur your words

      کلمات را جویده جویده/نامفهوم ادا کردن

      سوال‌های رایج slur

      گذشته‌ی ساده slur چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده slur در زبان انگلیسی slurred است.

      شکل سوم slur چی میشه؟

      شکل سوم slur در زبان انگلیسی slurred است.

      شکل جمع slur چی میشه؟

      شکل جمع slur در زبان انگلیسی slurs است.

      وجه وصفی حال slur چی میشه؟

      وجه وصفی حال slur در زبان انگلیسی slurring است.

      سوم‌شخص مفرد slur چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد slur در زبان انگلیسی slurs است.

      ارجاع به لغت slur

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «slur» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slur

      لغات نزدیک slur

      • - slung shot
      • - slunk
      • - slur
      • - slur your words
      • - slurb
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.