آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مرداد ۱۴۰۴

      Oblivion

      əˈblɪviən əˈblɪviən

      معنی oblivion | جمله با oblivion

      noun uncountable

      فراموشی، نسیان، ناشناختگی، گمنامی

      Without recognition or publication, even great work can sink into oblivion.

      حتی آثار بزرگ هم بدون توجه یا انتشار می‌توانند به ورطه‌ی ناشناختگی بیفتند.

      After his death, his name sank into oblivion.

      پس از مرگ نامش در بوته‌ی فراموشی افتاد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to suffer from oblivion

      دچار نسیان شدن

      noun uncountable

      نابودی کامل، ویرانی مطلق، زوال، نیستی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      One wrong move and the spaceship would be blasted into oblivion.

      یک اشتباه کوچک کافی بود تا فضاپیما به‌طور کامل نابود شود.

      The ancient temple was reduced to oblivion after the earthquake.

      معبد باستانی پس‌از زلزله به ویرانی مطلق تبدیل شد.

      noun uncountable

      بی‌هوشی، خلسه، ازخودبی‌خودی

      Many turn to drugs in search of oblivion.

      بسیاری برای ازخودبی‌خود شدن به مواد مخدر پناه می‌برند.

      After the accident, she drifted into oblivion.

      پس‌از تصادف، به حالت بی‌هوشی فرو رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد oblivion

      1. noun mental blankness
        Synonyms:
        forgetfulness unconsciousness obliviousness unawareness carelessness neglect disregard inadvertence unmindfulness indifference amnesia abeyance unconcern insensibility insensibleness nirvana lethe
        Antonyms:
        consciousness awareness understanding
      1. noun nothingness, obscurity
        Synonyms:
        nothing emptiness void nonexistence nullity darkness blackness extinction eclipse limbo nowhere nihility nirvana out there

      سوال‌های رایج oblivion

      معنی oblivion به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «oblivion» در زبان فارسی به «فراموشی مطلق» یا «ناپدیدی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «فراموشی مطلق» برای اشاره به وضعیتی به کار می‌رود که چیزی به طور کامل از ذهن، حافظه یا وجود خارج شده باشد و هیچ اثری از آن باقی نماند. این مفهوم می‌تواند هم به صورت فیزیکی و هم به شکل ذهنی و نمادین مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، در ادبیات، «oblivion» گاهی به حالتی اشاره دارد که فرد یا موضوعی به طور کامل از خاطره‌ها پاک شده یا تأثیرش از بین رفته است، گویی هرگز وجود نداشته است.

      در ابعاد روانشناختی، «فراموشی مطلق» می‌تواند به تجربه‌های ذهنی و حافظه‌ای اشاره داشته باشد که یادآوری آن‌ها دشوار یا غیرممکن است. افراد ممکن است خاطرات یا اطلاعات خاصی را به دلایل مختلف فراموش کنند و این فراموشی گاهی باعث احساس خلأ، از دست رفتن هویت یا فقدان پیوستگی در تجربه‌های زندگی می‌شود. این کاربرد واژه نشان‌دهنده عمق و تأثیرگذاری آن در بیان مفاهیم ذهنی و روانی است.

      در ادبیات و هنر، «oblivion» بار معنایی استعاری و فلسفی دارد. این واژه می‌تواند نماد ناپایداری زندگی، گذرا بودن زمان یا فراموشی انسان‌ها در تاریخ و جامعه باشد. نویسندگان و شاعران با بهره‌گیری از این مفهوم، احساسات عمیق، ترس از فراموشی یا تمایل به جاودانگی را به تصویر می‌کشند. این کاربرد هنری باعث می‌شود که واژه علاوه بر معنای واقعی، پیام‌های نمادین و فلسفی نیز منتقل کند.

      در زندگی روزمره، «فراموشی» به معنای عدم توجه به جزئیات یا رویدادهای گذشته نیز به کار می‌رود، هرچند کمتر از «oblivion» به صورت مطلق استفاده می‌شود. با این حال، مفهوم اصلی همچنان حفظ می‌شود؛ یعنی چیزی که به فراموشی سپرده شده دیگر در دسترس ذهن نیست و تأثیری بر تصمیمات یا زندگی روزمره ندارد. این کاربرد نشان‌دهنده اهمیت توجه به حافظه و ارزش تجربیات انسانی است.

      همچنین، «oblivion» در زمینه‌های علمی و فلسفی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در فلسفه، این واژه می‌تواند به مفهوم فناپذیری انسان، فراموشی تاریخ یا نابودی کامل موجودات و پدیده‌ها اشاره داشته باشد. این کاربرد نشان می‌دهد که «فراموشی مطلق» نه تنها یک حالت ذهنی، بلکه مفهومی گسترده و چندبعدی است که می‌تواند هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی و فلسفی بررسی شود.

      ارجاع به لغت oblivion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «oblivion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/oblivion

      لغات نزدیک oblivion

      • - obliterate
      • - obliteration
      • - oblivion
      • - oblivious
      • - obliviously
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.