Obliteration

əˌblɪtəˈreɪʃn̩ əˌblɪtəˈreɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    از بین بردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obliteration

  1. noun Utter destruction
    Synonyms: annihilation, eradication, extermination, extinction, extinguishment, extirpation, liquidation
  2. noun The act of erasing or the condition of being erased
    Synonyms: cancellation, deletion, erasure, expunction

ارجاع به لغت obliteration

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obliteration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obliteration

لغات نزدیک obliteration

پیشنهاد بهبود معانی