Obliquity

əˈblɪkwɪti əˈblɪkwɪti
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    انحراف اخلاقی، گمراهی، کجی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obliquity

  1. noun The presentation during labor of the head of the fetus at an abnormal angle
    Synonyms: asynclitism
  2. noun The quality of being deceptive
    Synonyms: deceptiveness

ارجاع به لغت obliquity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obliquity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obliquity

لغات نزدیک obliquity

پیشنهاد بهبود معانی