آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مهر ۱۴۰۴

      Eradication

      ɪˌrædəˈkeɪʃn ɪˌrædɪˈkeɪʃn

      معنی eradication | جمله با eradication

      noun uncountable

      فروپاشی، ریشه‌کنی، نابودی، انهدام، اضمحلال، قلع و قمع، فنا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The organization's goal is the eradication of poverty.

      هدف سازمان، ریشه‌کنی فقر است.

      In the past century, eradication efforts failed against hookworm, yellow fever and malaria.

      در سده‌ی گذشته، تلاش‌های ریشه‌کنی عفونت کرم قلابدار، طاعون زرد و مالاریا شکست خورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد eradication

      1. noun extermination
        Synonyms:
        destruction elimination annihilation

      سوال‌های رایج eradication

      معنی eradication به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی eradication در زبان فارسی به «ریشه‌کن‌سازی» یا «از بین بردن کامل» ترجمه می‌شود و برای اشاره به حذف کامل یک چیز از ریشه یا نابودی آن به کار می‌رود.

      این واژه بیشتر در متون علمی، پزشکی، محیط زیست و اجتماعی کاربرد دارد، جایی که هدف از انجام یک اقدام، حذف کامل یک عامل مضر یا ناخواسته است، نه فقط کنترل جزئی یا موقت آن.

      در حوزه‌ی پزشکی و بهداشت، eradication معمولاً به ریشه‌کن کردن بیماری‌ها اشاره دارد. به عنوان مثال، تلاش برای eradication فلج اطفال یا بیماری‌های واگیردار دیگر، به معنی حذف کامل عامل بیماری از جامعه است، نه صرفاً کاهش میزان ابتلا یا درمان فردی بیماران. این مفهوم اهمیت بالایی در برنامه‌های بهداشت عمومی دارد و نشان‌دهنده‌ی هدف نهایی و بلندمدت تلاش‌های پیشگیرانه و درمانی است.

      در محیط زیست و کشاورزی نیز eradication کاربرد دارد. این واژه می‌تواند به حذف کامل گونه‌های مهاجم، آفت‌ها یا گیاهان مزاحم اشاره داشته باشد. اقدام برای eradication این گونه‌ها اغلب نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، ابزار مناسب و همکاری جامعه است تا اطمینان حاصل شود که عامل مضر کاملاً از بین رفته و تأثیرات منفی آن بر اکوسیستم کاهش یابد.

      از نظر زبانی، eradication از ریشه‌ی لاتین eradicar گرفته شده است که به معنای «کنده شدن از ریشه» است. این ریشه‌ی لغوی باعث می‌شود که مفهوم نابودی کامل و از بین بردن بنیادی با خود همراه باشد و تنها به حذف سطحی یا موقت اشاره نکند. به همین دلیل، کاربرد این کلمه در متون رسمی، علمی و تحلیلی بسیار رایج است و جایگزین‌های ساده‌تری مانند «حذف» یا «از بین بردن» معمولاً بار معنایی مشابهی ندارند.

      eradication یک مفهوم قدرتمند و نهایی است که هدف آن ریشه‌کن کردن کامل یک مشکل یا تهدید است. این واژه نه تنها در پزشکی و محیط زیست، بلکه در زمینه‌های اجتماعی، آموزشی و فناوری نیز به کار می‌رود، جایی که هدف حذف کامل یک مشکل یا تهدید است. استفاده از این کلمه نشان‌دهنده‌ی جدیت، گستردگی و اثرگذاری اقدام انجام شده است و بار معنایی قوی و رسمی به متن می‌بخشد.

      ارجاع به لغت eradication

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «eradication» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/eradication

      لغات نزدیک eradication

      • - eradicate poverty
      • - eradicating
      • - eradication
      • - erasability
      • - erasable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.