آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ مهر ۱۴۰۴

      Scoff

      skɒːf / / skɑːf skɒf

      گذشته‌ی ساده:

      scoffed

      شکل سوم:

      scoffed

      سوم‌شخص مفرد:

      scoffs

      وجه وصفی حال:

      scoffing

      شکل جمع:

      scoffs

      معنی scoff | جمله با scoff

      verb - intransitive

      مسخره کردن، تحقیر کردن، ریشخند زدن، کوچک شمردن، بی‌ارزش دانستن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Don’t scoff at new ideas without giving them a chance.

      قبل‌از اینکه به ایده‌های جدید فرصت بدهی، آن‌ها را مسخره نکن.

      She scoffed at my suggestion and walked away.

      او پیشنهاد من را تحقیر کرد و رفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the other scoffed that from ebb and flow ...

      آن دگر تسخر زدی کز جزر و مد ...

      They scoffed at his threats.

      تهدیدهای او را به باد تمسخر گرفتند.

      verb - intransitive

      پوف کردن (صدایی که برای تمسخر استفاده می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      A scoffing noise escaped him as he watched the performance.

      صدای پوفی از او در حین تماشای اجرا بیرون آمد.

      He scoffed quietly under his breath, showing his disdain.

      او آرام زیر لب پوف کرد و تحقیر خود را نشان داد.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی حریصانه خوردن، با ولع خوردن، لمباندن، سریع خوردن

      در انگلیسی آمریکایی از scarf استفاده می‌شود.

      She scoffed the sandwich in just a few bites.

      او ساندویچ را فقط در چند لقمه سریع خورد.

      He scoffed down his breakfast before leaving for work.

      قبل‌از اینکه سر کار برود، صبحانه‌اش را با ولع خورد.

      noun plural countable

      ریشخند، خنده‌ی تحقیرآمیز، استهزا، خند‌ه‌ی تمسخرآمیز

      The proposal drew scoffs from several experts.

      این پیشنهاد باعث خنده‌ی چندین کارشناس شد.

      He faced the scoffs of the crowd bravely.

      او با شجاعت، با خنده‌های جمعیت روبه‌رو شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scoff

      1. verb make fun of; despise
        Synonyms:
        mock ridicule tease deride gibe jeer scorn disdain laugh at sneer belittle reject discredit disbelieve discount flout revile contemn knock pan rag boo ride rally make light of dig at poke fun at show contempt pooh-pooh
        Antonyms:
        praise be nice

      سوال‌های رایج scoff

      گذشته‌ی ساده scoff چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scoff در زبان انگلیسی scoffed است.

      شکل سوم scoff چی میشه؟

      شکل سوم scoff در زبان انگلیسی scoffed است.

      وجه وصفی حال scoff چی میشه؟

      وجه وصفی حال scoff در زبان انگلیسی scoffing است.

      سوم‌شخص مفرد scoff چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scoff در زبان انگلیسی scoffs است.

      ارجاع به لغت scoff

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scoff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scoff

      لغات نزدیک scoff

      • - sclerous
      • - scm or scm
      • - scoff
      • - scoffer
      • - scofflaw
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula dynamite غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.