با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Discount

ˈdɪskaʊnt ˈdɪskaʊnt ˈdɪskaʊnt ˈdɪskaʊnt ˈdɪskaʊnt ˈdɪskaʊnt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    discounted
  • شکل سوم:

    discounted
  • سوم شخص مفرد:

    discounts
  • وجه وصفی حال:

    discounting
  • شکل جمع:

    discounts
  • countable noun
    (مالی، بازرگانی) تخفیف، تنزیل
    • - At this shop they give discounts to students.
    • - در این مغازه به دانش‌آموزان تخفیف می‌دهند.
    • - discount for cash
    • - تخفیف خرید نقدی
    • - be at a discount
    • - (کالا) زیر قیمت بودن، تخفیف داشتن، خریدار نداشتن، فراوان بودن، (مجازی) بی‌ارزش بودن، ارزان بودن
    • - the discount price
    • - قیمت کاهش‌یافته، قیمت کالا پس از تخفیف
  • verb - transitive
    (مبلغ) کم کردن، کسر کردن، (کالا) تخفیف دادن، با تخفیف فروختن، (چک، سفته) (پیش از سر رسید) نقد کردن، خُرد کردن
  • verb - transitive
    (خبر، داستان) یکجا باور نکردن، جدی نگرفتن، نادیده گرفتن، اهمیت ندادن به
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد discount

  1. noun reduction in cost
    Synonyms: abatement, allowance, commission, concession, cut, cut rate, decrease, deduction, depreciation, diminution, drawback, exemption, knock-off, markdown, modification, percentage, premium, qualification, rebate, remission, rollback, salvage, something off, subtraction, tare
    Antonyms: increase, mark-up, premium, rise
  2. verb lower, reduce cost
    Synonyms: abate, allow, deduct, depreciate, diminish, hold a sale, knock off, make allowance for, mark down, modify, rebate, redeem, remove, sell at discount, strike off, subtract, take away, take off, undersell
    Antonyms: increase, mark up, raise
  3. verb ignore; treat as insignificant
    Synonyms: belittle, blink at, brush off, depreciate, derogate, detract from, disbelieve, discredit, dispraise, disregard, doubt, fail, forget, minimize, mistrust, neglect, omit, overlook, overpass, pass over, question, reject, scoff at, scout, slight
    Antonyms: attend, pay attention, recognize

ارجاع به لغت discount

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «discount» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/discount

لغات نزدیک discount

پیشنهاد و بهبود معانی