گذشتهی ساده:
undersoldشکل سوم:
undersoldسومشخص مفرد:
undersellsوجه وصفی حال:
undersellingارزانتر فروختن، روی دست کسی رفتن، به بهای کمتر فروختن
Small shops often undersell large stores to attract customers.
فروشگاههای کوچک اغلب برای جذب مشتری کالاها را ارزانتر از فروشگاههای بزرگ میفروشند.
They decided to undersell their rivals during the holiday season.
آنها تصمیم گرفتند در فصل تعطیلات کالاهای خود را به بهایی کمتر از رقبایشان بفروشند.
Local producers undersell their fruit at the market to compete with supermarkets.
تولیدکنندگان محلی برای رقابت با سوپرمارکتها، میوههای خود را در بازار ارزانتر میفروشند.
کماهمیت جلوه دادن، دست کم گرفتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don't undersell yourself in the interview.
در مصاحبه خودت را دستکم نگیر.
Critics often undersell the author's early work.
منتقدان اغلب آثار اولیهی نویسنده را کماهمیت جلوه میدهند.
She undersold her contribution to the team.
او سهم خود در تیم را دستکم گرفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «undersell» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/undersell