آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Minimize

    ˈmɪnəmaɪz ˈmɪnəmaɪz

    گذشته‌ی ساده:

    minimized

    شکل سوم:

    minimized

    سوم‌شخص مفرد:

    minimizes

    وجه وصفی حال:

    minimizing

    توضیحات:

    شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی: minimise

    معنی minimize | جمله با minimize

    verb - transitive C1

    کمینه کردن، به حداقل رساندن، کاهش دادن

    In order to minimize its losses, the factory laid off half of its workers.

    کارخانه برای کمینه کردن زیان خود نیمی از کارگرانش را تعدیل کرد.

    The company implemented new strategies to minimise waste and improve efficiency.

    شرکت استراتژی‌های جدیدی به کار گرفت تا ضایعات را به حداقل برساند و بهره‌وری را افزایش دهد.

    verb - transitive

    کوچک شمردن، دست کم گرفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    He minimized his own illness.

    او بیماری خود را دست کم می‌گرفت.

    minimizing the suffering of thousands of people

    کوچک شمردن رنج هزاران انسان

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد minimize

    1. verb make smaller; underrate
      Synonyms:
      reduce decrease lessen diminish underestimate abbreviate shorten cut down to size cut rate shrink downplay belittle depreciate disparage detract attenuate curtail miniaturize make light of make little of play down put down cheapen deprecate derogate discount dwarf knock knock down pan pooh-pooh poor-mouth prune run down underplay
      Antonyms:
      enlarge maximize overrate overestimate

    لغات هم‌خانواده minimize

    noun
    minimum, minimalism, minimalist
    adjective
    minimal, minimum, minimalist
    verb - transitive
    minimize
    adverb
    minimally, minimum

    سوال‌های رایج minimize

    گذشته‌ی ساده minimize چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده minimize در زبان انگلیسی minimized است.

    شکل سوم minimize چی میشه؟

    شکل سوم minimize در زبان انگلیسی minimized است.

    وجه وصفی حال minimize چی میشه؟

    وجه وصفی حال minimize در زبان انگلیسی minimizing است.

    سوم‌شخص مفرد minimize چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد minimize در زبان انگلیسی minimizes است.

    ارجاع به لغت minimize

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «minimize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/minimize

    لغات نزدیک minimize

    • - minimise the impact
    • - minimization
    • - minimize
    • - minimizer
    • - minimum
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.