با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lessen

ˈlesn ˈlesn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    lessened
  • شکل سوم:

    lessened
  • سوم شخص مفرد:

    lessens
  • وجه وصفی حال:

    lessening
  • verb - transitive
    کمتر کردن، کاهش دادن، کاستن، خرد کردن، تقلیل دادن، ویدا کردن
    • - This pill will lessen your pain.
    • - این قرص درد شما را کم خواهد کرد.
    • - to lessen the gap between the poor and the rich
    • - کم کردن فاصله‌ی بین فقرا و ثروتمندان
    • - ... if the length of life is suddenly lessened
    • - ... اگر ویدا شود یکبارگی عمر
  • verb - intransitive
    کمتر شدن، کاهش یافتن، کاستن، خرد شدن، تقلیل یافتن، ویدا شدن
    • - The pain was lessening.
    • - درد داشت کم می‌شد.
    • - My appetite tends to lessen when I'm feeling stressed.
    • - وقتی اضطراب دارم، اشتهایم کم می‌شود.
  • verb - transitive
    خوار کردن، پست کردن، تحقیر کردن، تنزل دادن، بی‌ارزش کردن
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد lessen

  1. verb lower, reduce
    Synonyms: abate, abridge, amputate, attenuate, become smaller, clip, close, contract, crop, curtail, cut, cut back, decline, decrease, de-escalate, degrade, die down, dilute, diminish, downsize, drain, dwindle, ease, erode, grow less, impair, lighten, minify, minimize, mitigate, moderate, narrow, roll back, shrink, slacken, slack up, slow down, soft-pedal, take the bite out, take the edge off, take the sting out, taper, taper off, thin, truncate, weaken, wind down
    Antonyms: enlarge, extend, increase, raise, strengthen

ارجاع به لغت lessen

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lessen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lessen

لغات نزدیک lessen

پیشنهاد و بهبود معانی