آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Lighten

      ˈlaɪtn ˈlaɪtn

      گذشته‌ی ساده:

      lightened

      شکل سوم:

      lightened

      سوم‌شخص مفرد:

      lightens

      وجه وصفی حال:

      lightening

      معنی lighten | جمله با lighten

      verb - transitive verb - intransitive adverb

      سبک کردن، سبکبار کردن، راحت کردن، کاستن، مثل برق درخشیدن، درخشیدن، روشن کردن، روشنگری فکر کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The moon lightened our path to the shore.

      ماه راه ما به سوی ساحل را روشن کرد.

      Paint the walls white to lighten the room.

      دیوارها را سفید رنگ بزن تا اتاق روشن شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to lighten a ship

      کشتی را سبک کردن

      Faith shall lighten your load.

      ایمان بار تو را سبک خواهد کرد.

      A sorrow that would not lighten.

      اندوهی که کاسته نمی‌شد.

      Censorship has lightened somewhat.

      از شدت سانسور تا اندازه‌ای کاسته شده است.

      The good news lightened his mood.

      خبر خوش روحیه‌ی او را شاد کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lighten

      1. verb illuminate
        Synonyms:
        light shine brighten light up illume make bright flash gleam irradiate become light
        Antonyms:
        darken dim dull blacken
      1. verb reduce weight, load
        Synonyms:
        reduce ease relieve lessen alleviate mitigate decrease cut down remove free unload disburden disencumber facilitate attenuate comfort mollify assuage ameliorate extenuate dilute thin empty shift allay buoy jettison change take make less make lighter take a load off pour out throw out unburden eradicate uplight upraise
        Antonyms:
        burden weigh down
      1. verb cheer up; inspire
        Synonyms:
        encourage cheer brighten lift hearten elate gladden revive buoy up perk up take a load off
        Antonyms:
        depress upset burden bring down

      Idioms

      lighten up (!)

      (عامیانه) سخت نگرفتن، اینقدر جدی نباش!

      لغات هم‌خانواده lighten

      noun
      light, lighter, lighting, lightness
      adjective
      light, lighted, unlit
      verb - transitive
      light, lighten
      adverb
      lightly, light

      سوال‌های رایج lighten

      گذشته‌ی ساده lighten چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lighten در زبان انگلیسی lightened است.

      شکل سوم lighten چی میشه؟

      شکل سوم lighten در زبان انگلیسی lightened است.

      وجه وصفی حال lighten چی میشه؟

      وجه وصفی حال lighten در زبان انگلیسی lightening است.

      سوم‌شخص مفرد lighten چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lighten در زبان انگلیسی lightens است.

      ارجاع به لغت lighten

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lighten» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lighten

      لغات نزدیک lighten

      • - light-year
      • - lighted
      • - lighten
      • - lighten up
      • - lighten up (!)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.