آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مهر ۱۴۰۵

      Buoy

      ˈbuːi / / bɔɪ bɔɪ

      گذشته‌ی ساده:

      buoyed

      شکل سوم:

      buoyed

      سوم‌شخص مفرد:

      buoys

      وجه وصفی حال:

      buoying

      شکل جمع:

      buoys

      معنی buoy | جمله با buoy

      noun countable B2

      گوی راهنمای شناور، بویه

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The boat sailed past a red buoy, marking the edge of the channel.

      قایق از کنار یک گوی راهنمای قرمز عبور کرد که نشان‌دهنده‌ی لبه‌ی کانال بود.

      Navigational buoys are strategically placed to delineate safe passages for maritime vessels, thereby reducing the risk of groundings.

      گوی‌های راهنمای ناوبری به‌صورت استراتژیک برای تعیین مسیرهای ایمن برای شناورهای دریایی قرار داده می‌شوند و درنتیجه خطر به گل نشستن را کاهش می‌دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We could see the fishing buoy bobbing gently on the calm water.

      ما می‌توانستیم گوی راهنمای ماهیگیری را ببینیم که به‌آرامی روی آب آرام حرکت می‌کرد.

      verb - transitive C1

      روی آب نگه داشتن، شناور نگه داشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The life raft was designed to buoy passengers safely even in rough seas.

      قایق نجات طوری طراحی شده بود که مسافران را حتی در دریاهای طوفانی به‌طور ایمن روی آب نگه دارد.

      The engineering challenge in designing offshore wind turbines often involves developing foundational structures robust enough to buoy the massive machinery against powerful ocean currents.

      چالش مهندسی در طراحی توربین‌های بادی فراساحلی اغلب شامل توسعه‌ی ساختارهای بنیادی به اندازه‌ی کافی مستحکم است تا ماشین‌آلات عظیم را در برابر جریان‌های قدرتمند اقیانوسی روی آب نگه دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The wooden bridge was buoyed up by several air-filled barrels.

      پل چوبی با چندین بشکه‌ی پر از هوا روی آب شناور بود.

      verb - transitive C1

      روحیه دادن، قوت قلب دادن، روحیه را بالا بردن، دلگرمی دادن

      The unexpected good news helped to buoy her spirits after a difficult week.

      خبر خوب غیرمنتظره به او کمک کرد تا روحیه‌اش را پس‌از یک هفته‌ی دشوار بالا ببرد.

      The prospect of international collaboration often serves to buoy the morale of researchers working on complex global challenges.

      چشم‌انداز همکاری بین‌المللی اغلب روحیه‌ی محققانی را که روی چالش‌های پیچیده‌ی جهانی کار می‌کنند، بالا می‌برد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He tried to buoy the sick lady up.

      او کوشید روحیه‌ی زن بیمار را خوب کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد buoy

      1. noun floating device
        Synonyms:
        float marker guide signal beacon drift

      Phrasal verbs

      buoy up

      روحیه دادن، دلگرمی دادن، دلداری دادن

      رشد کردن بازار، سود کردن

      سوال‌های رایج buoy

      گذشته‌ی ساده buoy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده buoy در زبان انگلیسی buoyed است.

      شکل سوم buoy چی میشه؟

      شکل سوم buoy در زبان انگلیسی buoyed است.

      شکل جمع buoy چی میشه؟

      شکل جمع buoy در زبان انگلیسی buoys است.

      وجه وصفی حال buoy چی میشه؟

      وجه وصفی حال buoy در زبان انگلیسی buoying است.

      سوم‌شخص مفرد buoy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد buoy در زبان انگلیسی buoys است.

      ارجاع به لغت buoy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «buoy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/buoy

      لغات نزدیک buoy

      • - bunya-bunya
      • - bunyan
      • - buoy
      • - buoy up
      • - buoyancy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shade up palatinate obsecrate up under typo with zoo techno synchro syn numeration sym rhino retro ولادت هلن مذاکرات خواستار شدن عنبرسائل عهد مسیحیت مثل هم غیب‌شدگی فانوس جادو مغولستان بیرونی فرانکی وجه التزامی فعل فعل معین وجهی فقرا قاپنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.