گذشتهی ساده:
buoyedشکل سوم:
buoyedسومشخص مفرد:
buoysوجه وصفی حال:
buoyingشکل جمع:
buoysگوی راهنمای شناور، بویه
The boat sailed past a red buoy, marking the edge of the channel.
قایق از کنار یک گوی راهنمای قرمز عبور کرد که نشاندهندهی لبهی کانال بود.
Navigational buoys are strategically placed to delineate safe passages for maritime vessels, thereby reducing the risk of groundings.
گویهای راهنمای ناوبری بهصورت استراتژیک برای تعیین مسیرهای ایمن برای شناورهای دریایی قرار داده میشوند و درنتیجه خطر به گل نشستن را کاهش میدهند.
We could see the fishing buoy bobbing gently on the calm water.
ما میتوانستیم گوی راهنمای ماهیگیری را ببینیم که بهآرامی روی آب آرام حرکت میکرد.
روی آب نگه داشتن، شناور نگه داشتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The life raft was designed to buoy passengers safely even in rough seas.
قایق نجات طوری طراحی شده بود که مسافران را حتی در دریاهای طوفانی بهطور ایمن روی آب نگه دارد.
The engineering challenge in designing offshore wind turbines often involves developing foundational structures robust enough to buoy the massive machinery against powerful ocean currents.
چالش مهندسی در طراحی توربینهای بادی فراساحلی اغلب شامل توسعهی ساختارهای بنیادی به اندازهی کافی مستحکم است تا ماشینآلات عظیم را در برابر جریانهای قدرتمند اقیانوسی روی آب نگه دارد.
The wooden bridge was buoyed up by several air-filled barrels.
پل چوبی با چندین بشکهی پر از هوا روی آب شناور بود.
روحیه دادن، قوت قلب دادن، روحیه را بالا بردن، دلگرمی دادن
The unexpected good news helped to buoy her spirits after a difficult week.
خبر خوب غیرمنتظره به او کمک کرد تا روحیهاش را پساز یک هفتهی دشوار بالا ببرد.
The prospect of international collaboration often serves to buoy the morale of researchers working on complex global challenges.
چشمانداز همکاری بینالمللی اغلب روحیهی محققانی را که روی چالشهای پیچیدهی جهانی کار میکنند، بالا میبرد.
He tried to buoy the sick lady up.
او کوشید روحیهی زن بیمار را خوب کند.
گذشتهی ساده buoy در زبان انگلیسی buoyed است.
شکل سوم buoy در زبان انگلیسی buoyed است.
شکل جمع buoy در زبان انگلیسی buoys است.
وجه وصفی حال buoy در زبان انگلیسی buoying است.
سومشخص مفرد buoy در زبان انگلیسی buoys است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «buoy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/buoy