آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

      Unload

      ʌnˈloʊd ʌnˈləʊd

      گذشته‌ی ساده:

      unloaded

      شکل سوم:

      unloaded

      سوم‌شخص مفرد:

      unloads

      وجه وصفی حال:

      unloading

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از offload به‌ جای unload استفاده کرد.

      معنی unload | جمله با unload

      verb - intransitive verb - transitive C1

      خالی کردن، تخلیه کردن، باراندازی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      Upon arrival at the distribution centre, workers efficiently unload the humanitarian aid packages from the cargo planes.

      پس‌از رسیدن به مرکز توزیع، کارگران بسته‌های کمک‌های بشردوستانه را به‌طور کارآمد از هواپیماهای باری تخلیه می‌کنند.

      Researchers are investigating more sustainable methods for cities to unload and process their waste, moving away from traditional landfill approaches.

      محققان درحال بررسی روش‌های پایدارتر برای شهرها هستند تا زباله‌های خود را تخلیه و فرآوری کنند و از رویکردهای سنتی دفن زباله فاصله بگیرند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We need to unload all the boxes from the moving truck by this evening.

      ما باید همه‌ی جعبه‌ها را تا امشب از کامیون اسباب‌کشی خالی کنیم.

      Could you help me unload the groceries from the car before they melt?

      ممکن است کمکم کنی مواد غذایی را قبل‌از آب شدن از ماشین تخلیه کنیم؟

      It takes five days to unload this ship.

      باراندازی این کشتی پنج روز طول می‌کشد.

      the unloading of a truck

      تخلیه‌ی کامیون

      We were taught how to load and unload a field gun.

      به ما یاد داده‌اند چگونه در توپ صحرایی گلوله بگذاریم و گلوله‌ی آن را خارج کنیم.

      unloading damaged goods

      قالب‌کردن کالاهای آسیب‌دیده

      verb - intransitive verb - transitive informal C1

      درددل کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      In order to effectively manage stress, individuals should find a trusted confidant with whom they can regularly unload their thoughts and feelings.

      برای مدیریت موثر استرس، افراد باید محرم راز قابل اعتمادی پیدا کنند که بتوانند به‌طور منظم برای افکار و احساسات خود با او درددل کنند.

      The online forum provides a safe space for users to anonymously unload their anxieties and seek advice from peers who may be facing similar difficulties.

      این انجمن آنلاین فضایی امن را برای کاربران فراهم می‌کند تا به‌صورت ناشناس در مورد اضطراب‌های خود درددل کنند و از هم‌سالانی که ممکن است با مشکلات مشابهی روبه‌رو باشند، مشاوره بگیرند.

      verb - intransitive informal

      انگلیسی آمریکایی روان‌شناسی سلامت روان سر کسی خالی کردن، بروز دادن، بیرون ریختن (احساساتی مثل خشم و ...)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      In a therapeutic context, individuals are encouraged to unload their pent-up frustrations and emotions to facilitate a healthier psychological state.

      در یک شرایط درمانی، افراد تشویق می‌شوند تا ناامیدی‌ها و احساسات سرکوب‌شده‌ی خود را بیرون بریزند تا وضعیت روانی سالم‌تری را تسهیل کنند.

      The speaker highlighted that journaling can be an effective method for individuals to unload their thoughts and feelings, fostering self-awareness.

      سخنران تاکید کرد که یادداشت‌برداری می‌تواند یک روش موثر برای افراد باشد تا افکار و احساسات خود را بیرون بریزند و خودآگاهی را تقویت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He unloaded his anger.

      خشم خود را بیرون ریخت.

      She unloaded her heart's secrets on her best friend.

      مکتومات قلب خود را به بهترین دوست خویش بروز داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unload

      1. verb take off; empty
        Synonyms:
        remove dump get rid of discharge relieve empty take off lighten rid unpack disburden unburden off-load disencumber unlade discommode cast void slough disgorge jettison take a load off clear out break bulk
        Antonyms:
        load fill put on
      1. verb to remove the cargo or load from
        Synonyms:
        discharge disburden unlade dump deplane lighten disgorge empty relieve offload unpack unburden void discommode slough unship deplete cast discard unweight disencumber drop remove cargo eject jettison drop off liquidate break-bulk remove rid set down shed trash put down
        Antonyms:
        load fill put-on pack
      1. verb to get rid of completely by selling, especially in quantity or at a discount
        Synonyms:
        close out dump sell-off sell out

      سوال‌های رایج unload

      گذشته‌ی ساده unload چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده unload در زبان انگلیسی unloaded است.

      شکل سوم unload چی میشه؟

      شکل سوم unload در زبان انگلیسی unloaded است.

      وجه وصفی حال unload چی میشه؟

      وجه وصفی حال unload در زبان انگلیسی unloading است.

      سوم‌شخص مفرد unload چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد unload در زبان انگلیسی unloads است.

      ارجاع به لغت unload

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unload» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unload

      لغات نزدیک unload

      • - unlit
      • - unlive
      • - unload
      • - unlock
      • - unlooked-for
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.