آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Unload

      ʌnˈloʊd ʌnˈləʊd

      گذشته‌ی ساده:

      unloaded

      شکل سوم:

      unloaded

      سوم‌شخص مفرد:

      unloads

      وجه وصفی حال:

      unloading

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از offload به‌ جای unload استفاده کرد.

      معنی unload | جمله با unload

      verb - transitive adverb C1

      خالی کردن - تخلیه کردن، بار خالی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      verb - transitive adverb

      خالی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      the unloading of a truck

      تخلیه‌ی کامیون

      It takes five days to unload this ship.

      باراندازی این کشتی پنج روز طول می‌کشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We were taught how to load and unload a field gun.

      به ما یاد داده‌اند چگونه در توپ صحرایی گلوله بگذاریم و گلوله‌ی آن را خارج کنیم.

      unloading damaged goods

      قالب‌کردن کالاهای آسیب‌دیده

      She unloaded her heart's secrets on her best friend.

      مکتومات قلب خود را به بهترین دوست خویش بروز داد.

      He unloaded his anger.

      خشم خود را بیرون ریخت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unload

      1. verb take off; empty
        Synonyms:
        remove dump get rid of discharge relieve empty take off lighten rid unpack disburden unburden off-load disencumber unlade discommode cast void slough disgorge jettison take a load off clear out break bulk
        Antonyms:
        load fill put on

      سوال‌های رایج unload

      گذشته‌ی ساده unload چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده unload در زبان انگلیسی unloaded است.

      شکل سوم unload چی میشه؟

      شکل سوم unload در زبان انگلیسی unloaded است.

      وجه وصفی حال unload چی میشه؟

      وجه وصفی حال unload در زبان انگلیسی unloading است.

      سوم‌شخص مفرد unload چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد unload در زبان انگلیسی unloads است.

      ارجاع به لغت unload

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unload» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unload

      لغات نزدیک unload

      • - unlit
      • - unlive
      • - unload
      • - unlock
      • - unlooked-for
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.