گذشتهی ساده:
unloadedشکل سوم:
unloadedسومشخص مفرد:
unloadsوجه وصفی حال:
unloadingهمچنین میتوان از offload به جای unload استفاده کرد.
خالی کردن، تخلیه کردن، باراندازی کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Upon arrival at the distribution centre, workers efficiently unload the humanitarian aid packages from the cargo planes.
پساز رسیدن به مرکز توزیع، کارگران بستههای کمکهای بشردوستانه را بهطور کارآمد از هواپیماهای باری تخلیه میکنند.
Researchers are investigating more sustainable methods for cities to unload and process their waste, moving away from traditional landfill approaches.
محققان درحال بررسی روشهای پایدارتر برای شهرها هستند تا زبالههای خود را تخلیه و فرآوری کنند و از رویکردهای سنتی دفن زباله فاصله بگیرند.
We need to unload all the boxes from the moving truck by this evening.
ما باید همهی جعبهها را تا امشب از کامیون اسبابکشی خالی کنیم.
Could you help me unload the groceries from the car before they melt?
ممکن است کمکم کنی مواد غذایی را قبلاز آب شدن از ماشین تخلیه کنیم؟
It takes five days to unload this ship.
باراندازی این کشتی پنج روز طول میکشد.
the unloading of a truck
تخلیهی کامیون
We were taught how to load and unload a field gun.
به ما یاد دادهاند چگونه در توپ صحرایی گلوله بگذاریم و گلولهی آن را خارج کنیم.
unloading damaged goods
قالبکردن کالاهای آسیبدیده
درددل کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In order to effectively manage stress, individuals should find a trusted confidant with whom they can regularly unload their thoughts and feelings.
برای مدیریت موثر استرس، افراد باید محرم راز قابل اعتمادی پیدا کنند که بتوانند بهطور منظم برای افکار و احساسات خود با او درددل کنند.
The online forum provides a safe space for users to anonymously unload their anxieties and seek advice from peers who may be facing similar difficulties.
این انجمن آنلاین فضایی امن را برای کاربران فراهم میکند تا بهصورت ناشناس در مورد اضطرابهای خود درددل کنند و از همسالانی که ممکن است با مشکلات مشابهی روبهرو باشند، مشاوره بگیرند.
انگلیسی آمریکایی روانشناسی سلامت روان سر کسی خالی کردن، بروز دادن، بیرون ریختن (احساساتی مثل خشم و ...)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
In a therapeutic context, individuals are encouraged to unload their pent-up frustrations and emotions to facilitate a healthier psychological state.
در یک شرایط درمانی، افراد تشویق میشوند تا ناامیدیها و احساسات سرکوبشدهی خود را بیرون بریزند تا وضعیت روانی سالمتری را تسهیل کنند.
The speaker highlighted that journaling can be an effective method for individuals to unload their thoughts and feelings, fostering self-awareness.
سخنران تاکید کرد که یادداشتبرداری میتواند یک روش موثر برای افراد باشد تا افکار و احساسات خود را بیرون بریزند و خودآگاهی را تقویت کنند.
He unloaded his anger.
خشم خود را بیرون ریخت.
She unloaded her heart's secrets on her best friend.
مکتومات قلب خود را به بهترین دوست خویش بروز داد.
گذشتهی ساده unload در زبان انگلیسی unloaded است.
شکل سوم unload در زبان انگلیسی unloaded است.
وجه وصفی حال unload در زبان انگلیسی unloading است.
سومشخص مفرد unload در زبان انگلیسی unloads است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unload» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unload