آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ بهمن ۱۳۹۸

      Disburden

      dɪsˈbɜːrdn̩ dɪsˈbɜːdn̩

      معنی disburden | جمله با disburden

      verb - transitive adverb

      ( disburthen =) بار از دوش برداشتن، آسوده کردن، سبکبال کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      to disburden a donkey

      بار الاغ را خالی کردن

      Vessels disburdening at a lock.

      کشتی‌هایی که در اسکله باراندازی می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I have many problems and I wish to disburden myself to a friend.

      ناراحتی‌های زیادی دارم و دلم می‌خواهد عقده دلم را نزد یک دوست خالی کنم.

      disburden oneself by confession

      با اعتراف وجدان خود را سبک کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد disburden

      1. verb to free from or cast out something objectionable or undesirable
        Synonyms:
        rid release relieve clear shake off shake unburden throw off disencumber disembarrass
      1. verb to remove the cargo or load from
        Synonyms:
        unload discharge dump unlade unburden
        Antonyms:
        burden

      ارجاع به لغت disburden

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «disburden» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/disburden

      لغات نزدیک disburden

      • - disbranch
      • - disbud
      • - disburden
      • - disburdenment
      • - disburse
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      magnesium miami misadventure MLA exotoxin extrusion fa fired fjord free-living frenemy get involved go histo- hom- ضربان داشتن عددخوانی عددنویسی عموقلی عمیقا عرق کردن عدد مرکب غاز کانادایی غنی‌سازی کره‌ی جنوبی فائق فاطمه فرو کس کمربند سبز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.