آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Mitigate

ˈmɪtɪɡeɪt ˈmɪtɪɡeɪt

گذشته‌ی ساده:

mitigated

شکل سوم:

mitigated

سوم‌شخص مفرد:

mitigates

وجه وصفی حال:

mitigating

معنی mitigate | جمله با mitigate

verb - transitive verb - intransitive

ملایم کردن یا شدن، آرام کردن یا شدن، تخفیف یافتن، تسکین دادن یا یافتن، سبک کردن یا شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

he swallowed opium to mitigate pain.

او برای تسکین درد تریاک می‌خورد.

disasters can be, if not prevented, at least mitigated.

اگر نشود جلو فاجعه‌ها را گرفت، لااقل می‌توان از شدت آن‌ها کاست.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

a cool breeze that mitigated the heat.

نسیم خنکی که گرما را کمتر می‌کرد.

a sentence of 20 days imprisonment can be mitigated to 10.

حکم زندان بیست‌روزه را می‌توان به ده روز تخفیف داد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mitigate

Collocations

mitigating circumstances

شرایط مخففه

سوال‌های رایج mitigate

گذشته‌ی ساده mitigate چی میشه؟

گذشته‌ی ساده mitigate در زبان انگلیسی mitigated است.

شکل سوم mitigate چی میشه؟

شکل سوم mitigate در زبان انگلیسی mitigated است.

وجه وصفی حال mitigate چی میشه؟

وجه وصفی حال mitigate در زبان انگلیسی mitigating است.

سوم‌شخص مفرد mitigate چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد mitigate در زبان انگلیسی mitigates است.

ارجاع به لغت mitigate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «mitigate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mitigate

لغات نزدیک mitigate

پیشنهاد بهبود معانی