آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Mitigate

      ˈmɪtɪɡeɪt ˈmɪtɪɡeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      mitigated

      شکل سوم:

      mitigated

      سوم‌شخص مفرد:

      mitigates

      وجه وصفی حال:

      mitigating

      معنی mitigate | جمله با mitigate

      verb - transitive verb - intransitive

      ملایم کردن یا شدن، آرام کردن یا شدن، تخفیف یافتن، تسکین دادن یا یافتن، سبک کردن یا شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      he swallowed opium to mitigate pain.

      او برای تسکین درد تریاک می‌خورد.

      disasters can be, if not prevented, at least mitigated.

      اگر نشود جلو فاجعه‌ها را گرفت، لااقل می‌توان از شدت آن‌ها کاست.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a cool breeze that mitigated the heat.

      نسیم خنکی که گرما را کمتر می‌کرد.

      a sentence of 20 days imprisonment can be mitigated to 10.

      حکم زندان بیست‌روزه را می‌توان به ده روز تخفیف داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mitigate

      1. verb check, diminish, lighten
        Synonyms:
        reduce lessen ease relieve alleviate moderate soften diminish lighten weaken temper dull mollify subdue assuage appease calm pacify soothe quiet abate allay blunt modify palliate placate extenuate remit tone down take the edge off tranquilize meet halfway come together cool
        Antonyms:
        increase worsen aggravate intensify irritate incite

      Collocations

      mitigating circumstances

      شرایط مخففه

      سوال‌های رایج mitigate

      گذشته‌ی ساده mitigate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mitigate در زبان انگلیسی mitigated است.

      شکل سوم mitigate چی میشه؟

      شکل سوم mitigate در زبان انگلیسی mitigated است.

      وجه وصفی حال mitigate چی میشه؟

      وجه وصفی حال mitigate در زبان انگلیسی mitigating است.

      سوم‌شخص مفرد mitigate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mitigate در زبان انگلیسی mitigates است.

      ارجاع به لغت mitigate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mitigate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mitigate

      لغات نزدیک mitigate

      • - miticide
      • - mitigable
      • - mitigate
      • - mitigating circumstances
      • - mitigating factor
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.