آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Blunt

    blʌnt blʌnt

    شکل جمع:

    blunts

    صفت تفضیلی:

    blunter

    صفت عالی:

    bluntest

    معنی blunt | جمله با blunt

    noun verb - transitive adjective C2

    کند، بی‌نوک، دارای لبه ضخیم، رک، بی‌پرده، کند کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    a blunt razor blade

    تیغ ریش‌تراش کند

    Cutting cardboard will blunt the edge of this knife.

    بریدن مقوا لبه‌ی این چاقو را کند می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The wound had been inflicted with a blunt object.

    زخم با ابزار سرپهنی وارد آورده شده بود.

    He told them bluntly that they are not welcome.

    رک به آن‌ها گفت که مقدمشان خوشایند نیست.

    Let me ask you bluntly.

    بگذارید بی‌رودربایستی از شما بپرسم.

    Alcohol blunts pain and thought.

    الکل درد ( را کاهش) و اندیشه را کند می‌کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blunt

    1. adjective not sharp
      Synonyms:
      dull rounded round dulled unsharpened pointless obtuse edgeless insensitive
      Antonyms:
      sharp pointed needled
    1. adjective straightforward
      Synonyms:
      frank candid explicit forthright plain-spoken outspoken abrupt bluff short rude impolite discourteous tactless brusque curt gruff uncivil snappy snippy brief matter-of-fact unceremonious crusty trenchant unpolished
      Antonyms:
      polite tactful subtle
    1. verb make dull
      Synonyms:
      weaken deaden numb soften dampen disable enfeeble undermine weaken attenuate debilitate desensitize sap obtund take the edge off water down cripple benumb
      Antonyms:
      sharpen point needle

    سوال‌های رایج blunt

    شکل جمع blunt چی میشه؟

    شکل جمع blunt در زبان انگلیسی blunts است.

    صفت تفضیلی blunt چی میشه؟

    صفت تفضیلی blunt در زبان انگلیسی blunter است.

    صفت عالی blunt چی میشه؟

    صفت عالی blunt در زبان انگلیسی bluntest است.

    ارجاع به لغت blunt

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «blunt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/blunt

    لغات نزدیک blunt

    • - blunderer
    • - blunge
    • - blunt
    • - blunt knife
    • - blunt pencil
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.